مجله تخصصی نارمک دیجیتال


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



 

جدول شماره (۳): گویه ­های مربوط به مبانی انگیزش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ردیف مبانی انگیزش گویه ­های مربوطه ۱ عوامل انگیزش – بهداشت ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰ ۲ عوامل نیازهای سه گانه ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۴ ۳ عوامل سلسله مراتب نیازها

۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰ ۴ عوامل عزت نفس ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۴ ۵ عوامل Z ۲۵، ۲۶، ۲۷، ۲۸، ۲۹، ۳۰ ۶ عوامل ارزش انتظار ۳۱، ۳۲، ۳۳ ۷ عوامل برابری ۳۴،۳۵، ۳۶، ۳۷ ۸ عوامل تعیین هدف ۳۸، ۳۹، ۴۰ ۹ عوامل اسناد ۴۱، ۴۲،۴۳، ۴۴ ۱۰ عوامل تقویت ۴۵، ۴۶ ۱۱ عوامل یادگیری اجتماعی ۴۷، ۴۸ ۱۲ عوامل ارزیابی شناختی ۴۹،۵۰

۳-۵-۱- روایی[۶۳] و پایایی[۶۴] مقیاس‌

 

روایی مقیاس از طریق «تحلیل­گویه» و پایایی آن ها از طریق محاسبه «ضریب آلفای کرونباخ» محاسبه گردید. اطلاعات مربوط به ابعاد مقیاس روایی و پایایی آن در جدول شماره ۴ درج گردیده است. همچنین بار عاملی عوامل محتوایی و فرایندی انگیزش نیز با بهره گرفتن از تحلیل عامل محاسبه شده است که اطلاعات مربوطه در جداول شماره ۵ و ۶ ذکر گردیده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره (۴): روایی و پایایی مقیاس‌

ضریب آلفا ضریب روایی مبانی انگیزش ۸۵/۰ ۷۴/۰-۴۱/۰ ۰۰۰۱/۰ عوامل انگیزش – بهداشت ۶۲/۰ ۷۷/۰-۶۷/۰

 

۰۰۰۱/۰

عوامل نیازهای سه گانه ۸۱/۰ ۷۵/۰- ۶۵/۰ ۰۰۰۱/۰ عوامل سلسله مراتب نیازها ۵۷/۰ ۷۵/۰-۶۳/۰ ۰۰۰۱/۰ عوامل عزت نفس ۷۴/۰ ۷۷/۰-۵۸/۰ ۰۰۰۱/۰ عوامل Z ۸۲/۰ ۸۹/۰-۷۰/۰ ۰۰۰۱/۰ عوامل ارزش انتظار ۹۵/۰ ۹۲/۰-۸۸/۰

 

۰۰۰۱/۰

عوامل برابری ۵۲/۰ ۸۵/۰-۸۳/۰

 

۰۰۰۱/۰

عوامل تعیین هدف ۶۰/۰ ۷۶/۰-۷۰/۰ ۰۰۰۱/۰ عوامل اسناد ۸۴/۰ ۹۳/۰-۹۲/۰ ۰۰۰۱/۰ عوامل تقویت ۸۱/۰ ۹۲/۰-۹۰/۰ ۰۰۰۱/۰ عوامل یادگیری اجتماعی ۶۶/۰ ۸۸/۰-۸۷/۰ ۰۰۰۱/۰ عوامل ارزیابی شناختی ۷۳/۰ ۸۲/۰-۷۲/۰

 

۰۰۰۱/۰

کل مقیاس

 

 

 

 

جدول شماره (۵): تحلیل عاملی عوامل محتوایی انگیزش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بار عاملی عوامل محتوایی انگیزش ۸۸/۰ سلسله مراتب نیازها ۷۷/۰ انگیزش – بهداشت ۷۲/۰ Z ۶۲/۰ عزت نفس ۵۲/۰ نیازهای سه گانه

 

 

جدول ۵ نشان می‌دهد که عوامل سلسله مراتب نیازها با ۸۸/۰ بیشترین میزان از انگیزش محتوایی را تبیین می‌کنند، عوامل انگیزش – بهداشت ۷۷/۰، عواملZ 72/0، عوامل عزت نفس ۶۲/۰ و عوامل نیازهای سه گانه ۵۲/۰ از عوامل محتوایی انگیزش را تبیین می‌کنند. در مجموع نتایج نشان می‌دهد عوامل یاد شده از قدرت تبیین خوبی در زمینه موضوع برخوردار هستند.

 

جدول شماره (۶): تحلیل عاملی عوامل فرایندی انگیزش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بار عاملی عوامل فرایندی انگیزش ۸۳/۰ برابری ۸۳/۰ تقویت ۸۰/۰ ارزش انتظار ۷۸/۰ ارزیابی شناختی ۷۲/۰ یادگیری اجتماعی ۵۸/۰ تعیین هدف ۴۷/۰ اسناد

جدول ۶ نشان می‌دهد که عوامل برابری و تقویت با ۸۳/۰ بیشترین میزان از انگیزش فرایندی را تبیین می‌کنند، عوامل ارزش انتظار ۸۰/۰، عوامل ارزیابی شناختی ۷۸/۰، عوامل یادگیری ۷۲/۰، عوامل تعیین هدف ۵۸/۰ و عوامل اسناد ۴۷/۰ از عوامل فرایندی انگیزش را تبیین می‌کنند. در مجموع نتایج نشان می‌دهد عوامل یادشده از قدرت تبیین خوبی در زمینه موضوع برخوردار هستند.

 

۳-۴ شیوه جمع‌ آوری اطلاعات

 

در پژوهش حاضر پس از تدوین و اجرای آزمایشی مقیاس، نسخه تأیید شده مقیاس عوامل انگیزش بین افراد نمونه پژوهش توزیع و یک روز بعد جمع‌ آوری گردید. سپس اقدام به کد گذاری اطلاعات گردید و اطلاعات حاصل مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

 

۳-۵ روش های آماری

 

برای تجزیه و تحلیل داده ها از بسته نرم افزاری spss16 استفاده شده است. روش های آماری مورد استفاده برای هر سؤال به شرح زیر است:

 

۱- آیا تفاوت معناداری بین میزان تأثیر عوامل محتوایی در انگیزش کارکنان وجود دارد؟ )تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر )

 

۲-آیا تفاوت معناداری بین میزان تأثیر عوامل فرایندی در انگیزش کارکنان وجود دارد ؟ ) تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر )

 

۳- آیا تفاوت معناداری بین میزان تأثیر مجموعه عوامل محتوایی و فرایندی در انگیزش کارکنان وجود دارد؟ (آزمون تی وابسته )

 

۴- آیا تفاوت معناداری بین میزان تاثیر مجموعه عوامل فرایندی و محتوایی در انگیزش کارکنان زن و مرد وجود دارد ؟ )تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر )

 

۵- آیا تفاوت معناداری بین میزان تاثیر مجموعه عوامل فرایندی و محتوایی در انگیزش کارکنان با سابقه کاری مختلف وجود دارد ؟ )تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر )

 

۶- آیا تفاوت معناداری بین میزان تاثیر مجموعه عوامل فرایندی و محتوایی در انگیزش کارکنان دارای سطوح تحصیلی مختلف وجود دارد ؟ )تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر )

 

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل داده ها

 

مقدمه

 

در این بخش نتایج حاصل از تحلیل­های آماری انجام شده ارائه شده است. ابتدا یافته های این پژوهش با توجه به سئوالات مطرح شده در این زمینه به تفکیک بیان شده و سپس خلاصه یافته ها ارائه شده است.

 

۴-۱- یافته های پژوهش

 

در این قسمت یافته های پژوهش با توجه به پرسش‌های پژوهش ارائه می‌شود،

 

پرسش ۱- آیا تفاوت معناداری بین میزان تأثیر عوامل محتوایی در انگیزش کارکنان وجود دارد؟

 

به منظور پاسخ­دهی ‌به این پرسش، از روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر استفاده گردید که نتایج آن در جدول شماره (۸) ارائه شده است. در این جدول ملاحظه می­ شود که بیشترین میانگین مربوط به عامل انگیزش ـ سلامت با میانگین۳۹/۱۷ و کمترین آن مربوط به عامل عزت نفس با میانگین۳۸/۸ می‌باشد که بر اساس مقدار f به دست آمده در درجه آزادی ۴ و ۲۷۷ این تفاوت در سطح ۰۰۰۱/۰ معنادار می‌باشد.

 

جدول۷: مقایسه میزان تأثیر عوامل محتوایی در انگیزش کارکنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سطح معناداری درجه آزادی fمقدار انحراف استاندارد میانگین عامل ۰۰۰۱/۰ ۴

 

و

 

۲۷۷

۵/۴۷۵ ۷۷/۲ ۴/۸ نیازهای سه گانه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:38:00 ب.ظ ]




 

ب: داده‌پیام الکترونیکی

 

در بند ج ماده ۲ قانون نمونه آنسیترال ۲۰۰۱ در تعریف داده‌پیام آورده است«داده‌پیام عبارت است از اطلاعات ایجاد، ارسال، دریافت یا ذخیره شده از طریق وسایل نوری یا وسایل مشابه از جمله مبادله الکترونیکی داده ها، پست الکترونیکی، تلگراف، تلکس، یا تله کپی است که توسط خود فرد شخصا” یا فردی از جانب وی تولید می‌شود».

 

همچنین طبق بند«الف ماده ۲ قانون تجارت الکترونیک» داده‌پیام عبارت است از:«هر نمادی از واقعه، اطلاعات یا مفهوم که با وسایل الکترونیکی، نوری و یا فناوری‌های جدید اطلاعات تولید، ارسال، دریافت، ذخیره یا پردازش می‌شود».

 

این تعریف در اصل از قانون نمونه آنسیترال برداشت شده است که البته دخل و تصرفاتی هم در آن به وجود آمده است و موجب خلط تعریف داده شده و لذا برخی آن را مترادف داده دانسته و از این حیث تعریف را مغایر تعاریف اسناد بین‌المللی از داده دانسته‌اند. چرا که همان گونه که گفته شد داده به اطلاعاتی گفته می‌شود که در قالبی خاص اعم از وسایل الکترونیکی یا غیر الکترونیکی ایجاد ذخیره و نگهداری‌ می‌شوند ولی داده‌پیام هر گونه نمادی از واقعه، اطلاعات یا مفهومی است که با وسایل الکترونیکی و نوری ایجاد شده باشد.

 

واژه اطلاعات که در تعریف داده‌پیام آمده است یک واژه کلیدی است. برای این کلمه در فرهنگ فارسی دهخدا معانی معلومات، دانستنیها، اخبار[۵۰] در نظر گرفته شده است.

 

در فرهنگ‌های انگلیسی به فارسی برای معادل لاتین آن information معانی عمومی، آگاهی، خبر، مفروضات و سوابق به کار برده شده است.[۵۱]

 

همچنین این واژه طبق کلمات اختصاصی رایانه‌ای عبارت است از: داده نمایش داده شده به شخص که قابل فهم باشد، داده پردازش شده و مرتب شده برای تأمین قواعد با معنی.[۵۲]

 

اما داده‌پیام که ترکیبی از داده و پیام می‌باشد در« بند ج ماده ۴ عهد نامه سازمان ملل متحد» اینگونه بیان شده است که داده‌پیام عبارت است ازاطلاعات ایجاد،ارسال، دریافت و یا ذخیره شده از طریق وسایل الکترونیکی، مغناطیسی، نوری یا وسایل مشابه از جمله مبادله الکترونیکی داده ها، پست الکترونیکی، تلگرام، تلکس یا تلکپی.[۵۳]

 

در ارتباط داده‌پیام و داده رایانه‌ای نیز می‌توان گفت رابطه این دو رابطه عموم و خصوص من وجه است. ‌به این معنا که هر چند در برخی مصادیق مشترکند، اما برخی داده های رایانه‌ای، داده‌پیام محسوب نمی‌شوند و متقابلا” برخی داده‌پیام‌ها، داده رایانه‌ای محسوب نمی‌گردند. به عنوان مثال داده رایانه‌ای حاوی اطلاعات معامله تجاری که در قالب تبادل الکترونیکی داده توسط رایانه ایجاد، ارسال، دریافت. ذخیره می‌شود، چون حاوی اطلاعات قابل فهم و ارزشمند برای انسان است، با تعریف داده‌پیام منطبق است. این نوع داده رایانه‌ای را اصطلاحا داده محتوا[۵۴] نامیده‌اند.[۵۵]

 

لازم به یادآوری است که هر داده‌پیامی نمی‌تواند به تشکیل قرارداد بیانجامد. توضیح اینکه گاهی مواقع تبادلات الکترونیک افراد به سه صورت است:[۵۶]

 

۱-انتقال اطلاعات صرف[۵۷]: در این حالت یک ماهیت حقوقی به وجود نمی‌آید فقط ممکن است برای ارسال‌کننده اطلاعات مسئولیت ساز باشد یعنی حاوی اطلاعاتی باشد که ارسال‌کننده در ارسال آن‌ ها تقصیر کرده باشد و موجب ایراد خسارتی شده باشد.

 

۲-انتقال اطلاعیه‌های یک‌جانبه[۵۸]: این نوع تبادلات می‌توانند اثر حقوقی داشته باشند و در بیشتر مواقع برای اجرای یک قرارداد موجود به کار می‌روند. به عنوان مثال یکی از انواع مهم این نوع اطلاعیه‌ها اظهارنامه‌های گمرکی [۵۹]هستند که ضمانت اجرای تقصیر در اعلام یا عدم اعلام آن‌ ها سنگین است.

 

در سال‌های اخیر و با گسترش فناوری اطلاعات و به کارگیری آن در تجارت بدون کاغذ[۶۰] اظهارنامه‌های گمرکی الکترونیکی نیز مورد پذیرش نظام‌های حقوقی قرار گرفته است.

 

۳-داده‌پیام‌های تشکیل قرارداد[۶۱]:گاهی مواقع طرفین یک تبادل قصد ایجاد یک ماهیت حقوقی را دارند مثل جایی که کالایی از طریق اینترنت سفارش داده می‌شود. این نوع داده‌پیام‌ها که در قالب ایجاب و قبول مورد انتقال قرار می‌گیرند، به تشکیل قراردادهای الکترونیکی می‌انجامند. ‌بنابرین‏ هرگاه در بستر مبادلات الکترونیک، سخن از داده‌پیام‌ها می‌رود منظور نوع اخیر است.

 

«کنوانسیون جرایم سایبر در بند ب ماده ۱» خود داده رایانه‌ای را اینگونه تعریف ‌کرده‌است: داده رایانه‌ای عبارت است از«هر نمادی از واقعیات، اطلاعات یا مفاهیم در سیستم رایانه‌ای است که به شکلی حاوی برنامه‌ای مناسب برای پردازش و واداشتن یک سیستم رایانه‌ای به انجام یک وظیفه، مفید می‌باشد»[۶۲].

 

‌بنابرین‏ نکته مهم در داده رایانه‌ای قابلیت پردازش توسط رایانه است.

 

مجلس شورای اسلامی نیز داده رایانه‌ای را اینگونه تعریف ‌کرده‌است که داده رایانه‌ای عبارت است از«هر نمادی از واقعه، اطلاعات یا مفهوم به شکلی مطلوب برای پردازش در یک سیستم رایانه‌ای یا مخابراتی است که باعث می‌شود سیستم‌های ذکر شده کارکرد خود را به مرحله اجرا بگذارد».[۶۳]

 

گفتار دوم: امضای الکترونیکی

 

الف: مفهوم امضاء الکترونیکی

 

امضاء در لغت به معنی جایز داشتن، صحه گذاشتن، تصدیق کردن و نیز علامتی که پای نامه یا سند گذارند و همچنین نوشتن نام خود در زیر نامه یا سند به عنوان اقرار و تصدیق آمده است.[۶۴]

 

امضای سنتی به معنی اعم هر گونه علامت انحصاری شخصی است که زیر نوشته ترسیم یا گذاشته شده و دلالت بر هویت امضاکننده و تأیید متن نوشته توسط او می‌کند.

 

در حقوق امضاء به معنی تنفیذ و اجازه کردن به کار رفته است.[۶۵]

 

امضای دیجیتالی در معنی وسیع کلمه علامتی است که قصد اصلی امضاکننده را برای الزام به انجام عملی یا خودداری از آن نشان می‌دهد. در ابتدا شاید تصور شود که امضای دیجیتالی همان امضای الکترونیکی است ولی باید دانست امضای الکترونیکی دارای معنای ‌عام‌تری است و شامل امضای دستی اسکن شده یا اسم شخص که در قسمت انتهای نامه الکترونیکی قید می‌گردد، نیز می‌شود امضای دیجیتالی شامل یک رشته داده های ریاضی همراه شخص معین است که ارسال‌کننده مدارک الکترونیکی محسوب می‌شود. امضای دیجیتالی به کمک برنامه تغییرات ریاضی به شکل رمزی است و پیام و هویت امضاکننده را تصدیق می‌کند.[۶۶]

 

در قدیم تجارت بر اساس کاغذ و امضاء برای ایجاد تعهد بر روی سند اصلی صورت می‌گرفت و این امضاء با توجه به عرف و عادت و فرهنگ مردم مختلف، معانی متفاوت داشت: مهر و موم[۶۷]، قربانی گوسفند یا سایر حیوانات، اشیاء قبیله‌ای مانند انگشتر و غیره به منظور قبولی و تأیید قرارداد رایج بود.[۶۸]

 

در تعریف امضای الکترونیکی قانونگذاران و حقوق ‌دانان تعابیر متفاوتی دارند. هر کدام بر جنبه خاصی از آن توجه کرده‌اند؛ بعضی به مسائل فنی و برخی دیگر به جنبه‌های حقوقی آن توجه ‌داشته‌اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:46:00 ب.ظ ]




 

با گسترش یافتن دامنه اختراعات دارویی، پیدایش نوع جدیدی از این اختراعات یعنی داروهای ژنتیکی و خطر تأثیر منفی انحصارات ناشی از حمایت قانونی بر بهداشت و سلامت افراد جامعه خصوصاًً بیماران کشورهای کم درآمد، نقش لیسانس های اجباری در تعدیل نسبی انحصارات ناشی از اختراعات دارویی و تامین بهتر دسترسی به دارو، اهمیتی خاص یافت و صدور این مجوز ها به تدریج در قوانین داخلی کشورها پیش‌بینی گردید. به طور کلی، لیسانس اجباری ابزاری بسیار مهم برای جلوگیری از سوء استفاده از حقوق انحصاری ناشی از حق ثبت اختراع و تأمینی برای دولت ها برای تضمین امنیت ملی و کنترل شرایط اضطراری به ویژه در زمینه بهداشت و سلامت می‌باشد. خصوصاًً، اگر لیسانس اجباری با شرکت های چند ملیتی منعقد شود، به دلیل ایجاد رقابت و کاهش قیمت ها باعث افزایش دسترسی به داروها و سایر تکونولوژی های پزشکی می شود. همچنین، وجود ماده قانونی در خصوص لیسانس های اجباری، یک ابزار مهم برای تضمین اعمال عادلانه حقوق ثبت اختراع می‌باشد، مانند تشویق انعقاد لیسانس اختیاری در شرایط مناسب و یا القاء رقابت. از جهت دیگر، انعطاف لیسانس اجباری ابزار مناسبی برای انتقال تکنولوژی به کشورهای درحال توسعه می‌باشد. برای مثال، صنعت داروسازی یک تکنولوژی محسوب می شود که ممکن است بسیاری از کشورهای درحال توسعه و یا کمتر توسعه یافته از دسترسی به آن محروم باشند؛ با صدور لیسانس اجباری می توان این تکلونوژی را در اختیار افراد نیازمند به آن قرار داد. بر این اساس، با صدور لیسانس اجباری امکان تولید داروهای ضروری برای کشورهای در حال توسعه فراهم می شود تا این داروها با قیمت مناسبی که مردم قدرت خرید آن ها را داشته باشند عرضه شوند. در واقع لیسانس اجباری با تهدید صنعت داروسازی دو راه در مقابل تولید کنندگان دارو قرار می‌دهد که یا لیسانس اجباری صادر شود و با کاهش قابل توجه قیمت ها دارو به بازار عرضه شود و یا اینکه خود تولید کنندگان، داروها را با قیمت مناسب در اختیار مصرف کنندگان قرار بدهند.[۱۳۲]

 

با وجود این ، ممکن است در برخی مواقع ‌در مورد اهمیت لیسانس های اجباری در زمینه بهداشت درکشورهای درحال توسعه به ویژه کشورهای کمتر توسعه یافته، اغراق شود. زیرا، اکثر قریب به اتفاق محصولات در لیست داروهای ضروری اعلام شده توسط سازمان بهداشت جهانی، خارج از حق ثبت اختراع هستند. دوم اینکه، گستره ثبت اختراع در یک کشور تا حد زیادی به وسیله حجم بازار تعیین می شود، زیرا انگیزه مخترع به ثبت اختراع در جایی زیاد است که مصرف کنندگان بیشتری با درآمد بیشتر وجود داشته باشد. در کشورهای در حال توسعه با درآمد کم، عمدتاًً در آفریقا، سالانه هزینه های پزشکی سرانه ناچیز است. به طوری که بسیاری از تولید کنندگان دارو تصمیم می گیرند که از حمایت حق ثبت اختراع در این کشورها چشم پوشی کنند. در عوض، در کشورهای بزرگ با درآمد متوسط از جمله برزیل، چین، مکزیک و آفریقای جنوبی، اختراع امری عادی است. ‌بنابرین‏، در عین حال که کشورهای کم درآمد می‌توانند به دلیل نبود حق ثبت اختراع برای داروها با تولید آن ها توسط خودشان سود ببرند، اما اکثر این کشورها فاقد ظرفیت ساخت دارو یا فاقد ظرفیت تهیه مواد اولیه و اصلی داروها هستند؛ در این صورت اعطای لیسانس اجباری می‌تواند به یک ژست خالی برای دسترسی به جایگزین های ژنریک باشد. ‌بنابرین‏، منفعت کشورها در استفاده از لیسانس اجباری یک نوع خاص است.[۱۳۳] بدین گونه که کشورهای با ظرفیت تولید می‌توانند به موجب لیسانس اجباری داروهای با قیمت مناسب تولید کنند و آن ها را به کشورهای با درآمد پایین عرضه کنند.

 

بند اول: موارد صدور لیسانس اجباری

 

برای صدور لیسانس اجباری، در بخش اول ماده ۵ کنوانسیون پاریس و ماده ۳۱ موافقت نامه تریپس، مواردی در نظر گرفته شده است. در عین حال، اعلامیه دوحه بیان می‌کند که کشورها در تعیین زمینه‌های صدور لیسانس اجباری آزادند. ‌بنابرین‏، موارد صدور لیسانس اجباری محدود به شرایط اضطراری و فوری نمی باشد، بلکه این موارد در قوانین ملی کشورها تعیین شده است. عمده این موارد عبارت اند از:

 

– عدم به کارگیری یا به کارگیری ناکافی اختراع: منظور از به کارگیری عبارت است از اجرای اختراع دارویی به منظور استفاده شدن از آن در بازار. اغلب کشورها درنظر گرفته اند در مواردی که دارنده حق ثبت اختراع نتواند از اختراع خود استفاده کند و یا در مواردی که آن استفاده کافی نیست، در صورت وجود سایر شرایط، لیسانس اجباری صادر شود. برخی از قوانین ذکر کرده‌اند که در چنین شرایطی شخص ثالث می‌تواند بدون هیچ دلیل موجهی درخواست صدور لیسانس اجباری بکند. بعضی از کشورها نیز در زمینه شرایطی که سبب تحقق این وضعیت می شود، مقررات مفصلی ارائه کرده‌اند. در این مقررات انواع فعالیت هایی که به عنوان «کار و استفاده» از اختراع توسط صاحب آن باید انجام شود و شرایط عدم کفایت استفاده از اختراع بررسی شده است.

 

مبنای صدور لیسانس در این مورد را می توان منع سوء استفاده از حق دانست. در واقع، صاحب حق نمی تواند حق خود را وسیله اضرار به غیر قرار دهد. از این رو، صاحب ورقه اختراع دارویی هرچند بر آن مالکیت خصوصی دارد و از حق انحصاری به کارگیری یا عدم به کارگیری آن برخوردار است، اما از آنجا که موضوع ورقه اختراع، دارو است و با حیات و حق سلامت افراد جامعه به عنوان یک حق بشری مرتبط است، لذا او نمی تواند از حق خود سوء استفاده کند. ‌بنابرین‏، با امکان صدور لیسانس اجباری می توان از بروز این امر جلوگیری کرد. بند ۲ ماده ۴۰ تریپس، به سوء استفاده صاحبان حق از حقوق مالکیت فکری تصریح کرده و کشورها را به اتخاذ اقدامات کنترل در برابر این سوء استفاده ها مجاز دانسته است. در قوانین داخلی برخی از کشورها نیز این معیار تصریح شده است. برای نمونه در قانون مالکیت صنعتی برزیل، یکی از موارد صدور لیسانس اجباری، سوء استفاده صاحب اختراع از قدرت اقتصادی ناشی از حق انحصاری است. این مورد در ماده ۱-۲۴ قانون اختراع آلمان، ماده ۳-۳۸ قانون کپی رایت، طرح صنعتی و اختراع انگلستان و ماده ۵۱ قانون اختراع چین نیز پیش‌بینی شده است.[۱۳۴] در حقوق ایران در قانون ثبت علائم و اختراعات ۱۳۱۰، اعطای لیسانس اجباری پیش‌بینی نشده است، اما در موارد سوء استفاده مخترع از حق انحصاری خود و عدم استفاده به مدت ۵ سال هر ذینفعی اجازه دارد بطلان ورقه اختراع را از دادگاه مطالبه کند. در قانون ۱۳۸۶ نیز، هرچند ماده ۱۷ موارد صدور لیسانس اجباری را بیان کرده اما ‌به این مورد اشاره نشده است.

 

مدت زمانی که صاحب ورقه اختراع مهلت دارد تا اختراع دارویی را به مرحله اجرا برساند، در قسمت ۴ بند الف ماده ۵ کنوانسیون پاریس، ۴ سال از تاریخ ارائه اظهار نامه یا ۳ سال از تاریخ اعطای ورقه اختراع اعلام شده است و اکثر کشورها نیز از همین رویه تبعیت کرده‌اند. در حقوق ایران، قانون سال۱۳۱۰ و قانون ۱۳۸۶ مقرره ای در این رابطه بیان نکرده اند که این امر مشکل ساز می‌باشد، زیرا در مواقع لزوم صدور لیسانس اجباری، اختلافات بسیاری بین صاحب ورقه اختراع و مرجع صدور ایجاد می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:56:00 ب.ظ ]




 

در حمایت از مداخله بشر دوستانه نویسندگان آمریکایی چنین مداخله ای را به دو روش توجیه نموده اند آن ها اظهار می دارند که در برخی از موارد هدف «کاهش مخاصمات» و «حمایت از حقوق بشر» با یکدیگر تعارض پیدا می‌کنند و لذا باید میان این دو هدف متعارض با توجه به شرایط و اوضاع و احوال موجود موازنه و تعادل برقرار ساخت. ‌به این مفهوم که در موارد نقض فاحش حقوق بشر باید اصل حمایت از حقوق بشر را بر اصل عدم توسل به زور مندرج در بند ۴ ماده ۲ ترجیح داد. در نظر اول این استدلال منطقی به نظر می‌رسد اما اگر توجه دقیق تری ‌به این استدلال مبذول داریم در می یابیم که چنین استدلالی با نظام حاکم بر منشور منطبق نیست چرا که تدوین کنندگان منشور اهمیت غالب را برای اصل عدم توسل به زور قائل شده اند، حتی مداخله بشر دوستانه را به عنوان استثنائی وارد بر این اصل مورد بررسی یا تصویب قرار نداده اند.[۶۹]

 

بخش دوم

 

تکلیف کشور ها در رعایت حقوق بشردوستانه بین‌المللی در منازعات غیر بین‌المللی

 

بخش دوم: تکلیف کشور ها در رعایت حقوق بشردوستانه بین‌المللی در منازعات غیر بین‌المللی

 

فصل اول: مداخله بشر دوستانه در جنگ های غیر بین‌المللی

 

مبحث اول: مداخله بشردوستانه در منشور ملل متحد در سده‌های پیشن دولت‌های اروپایی بارها در پوشش«مداخله انسان دوستانه» در امور داخلی‌ دیگر دولت‌ها دخالت کرده‌اند. تا پیش از تدوین‌ منشور ملل متّحد و ممنوعیّت کلّی کاربرد زور از سوی دولت‌ها، چگونگی توجیه آن موضوع مهمی‌ نبود. با تدوین منشور و منع توسّل به زور و مداخله‌ در امور داخلی دولت‌ها، دخالت انسان دوستانه نیز در ردیف موارد توسّل به زور منع شد و نتوانست در ساختار منشور مللم متّحد جایگاهی بیابد. هرچند در این دوره نیز در مواردی چون دخالت هند در پاکستان شرقی(۱۹۷۱)، اسرائیل در اوگاندا (۱۹۷۶)، ویتنام در کامبوج (۱۹۷۹) و دخالت‌ آمریکا در نیکاراگوئه (۱۹۸۴) دولت‌ها به مداخله‌ بشردوستانه مبادرت ورزیدند، امّا این مداخلات از سوی دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی محکوم شد. آنچه دخالت‌های دهه ۱۹۹۰ بدین سو را از موارد پیشین چه در دوره منشور و چه پیش از آن متمایز می‌سازد، آن است که در گذشته این اقدامات از سوی یک دولت یا گروهی از دولت‌ها انجام می‌شده‌ و محکومیت جامعه بین‌المللی را در پی داشته‌ است، در حالی که مداخلات بشردوستانه کنونی با مجوز شورای امنیّت انجام می‌گیرد و واکنش جامعه بین‌المللی نیز متفاوت است. در واقع در بنیاد و اشکال مداخله و واکن جامعه بین‌المللی‌ دگرگونی‌های ایجاد شده است و اینک ما شاهد یک‌ دگرگونی اساسی در پیشبرد صلح و امنیّت‌ بین‌المللی و گسترش آن به حقوق اساسی و بنیادین‌ بشری هستیم. مداخله بشردوستان از«اقدام‌ یک‌جانبه دولت‌ها» به اقدامی گروهی از سوی نهادهای‌ بین‌المللی تغییر یافته و مفهوم تازه‌ای از آن ارائه‌ شده است.

 

سال‌های پایانی سده بیستم با دگرگونی نظام‌ بین‌المللی و افزایش اهمیّت و نقش نهادهای‌ بین‌المللی همراه بوده است. از جلوه‌های بارز این‌ امر۷برخورد سازمان ملل متّحد و در رأس شورای امنیّت با درگیری‌های داخلی در مناطقی‌ چون آنگولا، کامبوج، السالوادور، عراق، یوگسلاوی، لیبریا، رواندا و هائیتی است. از این‌ میان، اقدامات سازمان ملل متّحد با عنوان مداخلهء بشردوستانه در کردستان عراق، سومالی، بوسنی و هرزگوین، رواندا و هائیتی، ‌حاکمیت‌ دولت‌ها را بیش از هر زمان دیگری با مشکل رو به رو ساخته و این پرسش را مطرح نموده است که، مبنای اعمال‌ صلاحیّت شورای امنیّت چیست. به سخن دیگر آیا شورای امنیّت اساسا در اقدام به مداخلهء بشردوستانه صلاحیّت دارد یا نه؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:05:00 ب.ظ ]




 

استفاده از وب کاوی در یکی از زمینه‌های مهم تجارت دنیای امروز، یعنی ارتباط با مشتری در جنبه شناخت مشتری، مورد بررسی قرار می‌گیرد. شرکت ها و سازمان ها به منظور حرکت به سوی مشتری ‏مداری می ‏توانند اقدامات زیر را انجام دهند :

 

    • کشف مجدد نقش مهم و حیاتی مشتری و درک رفتار مشتری و فروشندگان؛

 

    • یادگیری اینکه چگونه می‏توان مشتری ‏مدار بود و ارزیابی محصولات و کارایی تامین کنندگان؛

 

    • متعهد نمودن تمامی اعضای شرکت یا سازمان برای اجرای استراتژی مشتری‏ مداری و کنترل متناوب محصولات و تامین کنندگان.

به منظور ارتقای سرویس های اینترنتی و افزایش بازدیدهای کاربران، لازم است توسعه دهندگان وب دقیقا بدانند که کاربران واقعا به چه چیزی نیاز دارند و صفحاتی را که بیشتر مورد توجه بالقوه آنان قرار می گیرند، پیش‌بینی کنند و صفحات شخصی وب را با مشاهده الگوی رفتار کاربران ارائه دهند . توسعه دهندگان وب با درک پروفایل کاربران و اهداف سایت، حقایقی از عادات کاربران را مشخص می نمایند. آن ها همچنین می‌توانند از رفتار کاربران توسط تحقیق در وب و کشف الگوهای فعالیت مشاهده کنندگان سایت آگاهی یابند .

 

۲-۶- کاربردهای داده کاوی و وب کاوی در مدیریت ارتباط با مشتریان

 

 

 

دسته بندی مشتریان: با دسته بندی مشتریان به وسیله رفتار و تحلیل جنبه‌های مشترک، می توان به سازمان در ارائه بهتر و مناسب خدمات یاری رساند.

 

ارائه خدمات شخصی سازی شده به منظور مدیریت زمان مشتریان: در فضای اینترنت مشتریان می‌توانند برای خدمتی خاص به شرکت های مختلفی مراجعه کنند، ‌بنابرین‏ چگونگی جذب و

 

حفظ مشتریان از دغدغه های اصلی هر شرکتی است.

 

کاهش هزینه های عملیاتی و بهبود وضعیت رقابتی سازمان: توسط داده کاوی و وب کاوی، عملیات تجارت الکترونیک، بازخورد قابل اطمینانی از وضعیت بازار دریافت می‌کند. با تحلیل رفتار آینده مشتریان می توان فعالیت های بازاریابی را در جهتی مناسب سوق داد و در هزینه های مربوط به تبلیغات و جلب مشتریان صرفه جویی نمود.

 

فروش متقاطع[۱]: سایت های تجارت الکترونیک برای فراهم ساختن منفعت بیشتر، از فروش متقاطع برای ارائه خدمت یا کالای جدید استفاده می‌کنند، یعنی مشتری می‌تواند خدمتی دیگری را برای یک محصول درخواست نماید. توسط تکنیک های داده کاوی و وب کاوی، با تحلیل رفتار خرید آینده مشتریان و مشخص نمودن اینکه کدام مشتری برای فروش متقاطع مناسب است، می توان منافع شرکت یا سازمان را ارتقا بخشید.

 

بهبود طراحی وب سایت تجارت الکترونیک: با نگهداری رفتار و بازخورد مشتریان، طراحان وب سایت می‌توانند ساختار مناسبی را سازمان دهی و بهینه نمایند تا مشتریان بیشتری را جذب کند. مواردی مانند دسترسی آسان و راحت مشتریان به صفحات دلخواه و ارائه یک تصویر خوشایند برای آنان، می‌تواند بازدیدهای آینده را افزایش دهد. همچنین امنیت مناسب، سبب افزایش رضایت و در نتیجه حفظ مشتریان می‌گردد .

 

۲-۷- مراحل وب کاوی در آماده سازی و تحلیل داده ها

 

با توجه به شکل ۲-۵ وب کاوی شامل چهار مرحله می‌باشد :

 

۱- ماخذ یابی: یافتن اسناد منطبق از وب.

 

۲- انتخاب اطلاعات و پیش پردازش: از لیست انتخابی، اسناد مربوط تعیین شده و پیش پردازش می‌شوند.

 

۳- عمومیت بخشیدن: تحلیل اسناد و تعیین موارد مشخص.

 

۴- تحلیل نهایی: استفاده از موارد مشخص و نشان دادن نتایج.

 

داده ها از منابع مختلفی جمع‌ آوری شده، داده های مناسب انتخاب می‌گردد و پردازش هایی روی آن ها صورت می پذیرد. سپس فرضیه‌ها تعیین می‌شوند و ابزارهای مناسب انتخاب می‌گردند تا دانش مورد نظر کشف گردد. در آخر بر اساس اهداف کاربر، اطلاعات ارزشمندی تشخیص داده می شود. هدف این مرحله تنها به دست آوردن نتایج نیست بلکه پالایش اطلاعات برای اتخاذ سیاست های مناسب بازاریابی نیز در این مرحله صورت می‌گیرد.

 

 

 

شکل ۲- ۵- مراحل وب کاوی

 

۲-۸- تکنیک های وب کاوی مؤثر در حوزه تجارت الکترونیک

 

برخی از تکنیک های وب کاوی که می‌تواند در حوزه تجارت و خدمات الکترونیکی مؤثر واقع گردند، به صورت زیر معرفی شده است :

 

    • خوشه بندی[۲] و دسته بندی[۳]: در این روش رفتارهای منحصر به فرد در ‌گروه‌های همگن شناسایی و خصوصیات مشابه از هر گروه طبقه بندی و توزیع می شود.

 

    • قوانین انجمنی[۴]: توسط این قواعد عملیات و حقایقی که در ابتدا مستقل هستند، شناسایی شده و سپس ترکیب می‌شوند. حقایق مورد نظر می‌تواند خصوصیات و رفتارهای مشاهده شده منحصر به فرد باشد.

 

    • تحلیل مسیر: در این روش ارتباط بین صفحات وب از طریق گراف ترسیم می شود که گره‌های گراف، صفحات وب و ارتباط بین آن ها، کمان های گراف است. این گراف همچنین می‌تواند مسیر پیموده شده توسط مشتری در صفحات وب را مشخص نماید.

 

    • الگوهای ترتیبی: این روش تاریخچه ای از عملیات و تراکنش هایی است که یک مشتری در یک دوره زمانی در وب سرور انجام داده است. مشکل کشف الگوهای ترتیبی، شناسایی گروهی از دسترسی های تکراری در مجموعه ای از تراکنش ها یا ملاقات ها در دوره های زمانی است.

 

  • مکعب ها: مکعب داده، آرایه ای چند بعدی است که کشف و تحلیل مجموعه ای از داده ها را از زوایای مختلف فراهم می کند. از نظر ساختاری، داده ها دارای دو المان بعد[۵] و اندازه[۶] هستند. بعد به منظور طبقه بندی و توصیف فاکتورهای مورد مطالعه در تحلیل و اندازه برای ارزش گذاری داده های ذخیره شده در ساختار استفاده می شود.

ارتباط بین تکنیک های معرفی شده در شکل ۲-۶ نمایش داده شده است.

 

 

 

شکل ۲-۶- ارتباط بین تکنیک های وب کاوی

 

از بین تکنیک های بیان شده، سه روش اصلی قوانین انجمنی، دسته بندی و خوشه بندی بیشتر در کاربردهای تجاری وب کاوی، مورد استفاده قرار می گیرند که در ادامه توضیح داده شده است.

 

 

 

۲-۸-۱- قوانین انجمنی

 

قوانین انجمنی از ابتدایی ترین روش های داده کاوی هستند که بیشتر از سایر روش ها، در وب کاوی به کار می‌روند. این قوانین، به دنبال کشف ارتباط بین وی‍ژگی ها در مجموعه داده ها است و به دنبال کمی کردن ارتباط میان دو یا چند خصوصیت می‌باشد. این قوانین به شکل گزاره های استدلالی به فرم X => Y هستند که دو معیار اساسی پشتیبان[۷] و اطمینان[۸] در آن نقش اساسی دارند. معیار پشتیبانی بیانگر درصد مواردی است که اتفاق مورد نظر روی داده است در مقایسه با کل موارد و میزان وقوع این اتفاق مورد نظر است. قوانین انجمنی برای تشخیص رفتار مشتریان، تعیین اهداف فروش و فروش متقاطع به کار می رود.

 

 

 

۲-۸-۲- دسته بندی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




این نوع گردشگری برای اولین بار و در سال‌های دور مورد توجه قرار گرفته است. و به شکل بازید ازآثار و بقایای بر جای مانده از جنگ نمود پیدا ‌کرده‌است. جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق از جمله جنگ هایی است که در تاریخ حماسه ها و رشادت های ایران ثبت شده است و برای گردشگران جاذبیت های خاص خود را دارد. از این منظر می توان فرهنگ شهادت و ایثار را به عنوان یکی از گزینه هایی که برای گردشگران اهمیت دارد، معرفی کرد. علاوه بر این کشف اثر و پیامدهای جنگ در نواحی جنگی و پیرامون آن می‌تواند مدیران گردشگری و جوامع مزبان را در دستیابی به اهداف و تحقق برنامه ها یاری دهد(اسماعیل پور:۱۳۸۴، ۲۵).

امروزه صنعت گردشگری به عنوان سومین صنعت جهان پس از نفت و اتومبیل مطرح می‌باشد و در حال حاضر نقش عمده ای را در اقتصاد جهانی به عهده دارد و با توجه به نظر کارشناسان ، صنعت گردشگری در اوایل قرن آینده اولین صنعت جهان خواهد شد(باتانگار و پوری[۲]، ۲۰۱۲، ۵۳). طبق نظر سازمان تجارت جهانی با وجودی که کشور ایران از لحاظ جاذبه های توریستی جزء ۱۰ کشور اول دنیا و از نظر وضعیت اکوتوریست جزء ۵ کشور توریستی جهان می‌باشد، متاسفانه به علت عدم استفاده از استراتژی های مناسب بازاریابی در صنعت گردشگری نتوانسته است از این صادرات نامرئی که نقش مهمی در اقتصاد کشور ایفا می‌کند استفاده کند (حسن زاده و حسن زاده: ۱۳۸۷، ۲۹).

استان کرمانشاه نیز بیشتر از این نظر در محرومیت قرار گر فته است. برای تجزیه و تحلیل ظرفیت های استان کرمانشاه برای گردشگری جنگ، ترکیبی از این عوامل: تبلیغات غیرشخصی، ارتقای فروش، روابط عمومی و بازاریابی مستقیم می‌تواند تاثیر گذار باشد. با توجه این که کرمانشاه یک منطقی جنگ خیز بوده است و هنوزم بقایای جنگ در ان باقی است، ‌بنابرین‏ می‌تواند با به کار گیری و ترکیبی از این موارد، و کاربردن این ابزارها، گردشگران را به منظور قابلیت های گردشگری جنگ به سمت خود، جذب نماید. در حال حاضر گردشگری به عنوان سومین صنعت دنیا نقش عمده ای را در اقتصادی جهانی از لحاظ منبع اصلی درآمد، ایجاد اشتغال (از هر ۱۲ شغل یک شغل در دینا مربوط به گردشگری است). استان کرمانشاه، ظرفیت ها بالایی از نظر گردشگری جنگ دارد، اما نتوانسته است گردشگران را به سمت خود جدب کند. از این رو هدف پژوهش حاضر پاسخ گویی ‌به این سئوال است که ظرفیت های استان کرمانشاه در گردشگری جنگ چگونه است؟

 

۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش

 

گردشگری جنگ مانند سایر گردشگری ها می‌تواند، آثار مثبت و منفی متعددی را به دنبال داشته باشد که با برنامه ریزی و مدیریت کارآمد می توان اثرات مثبت را تقویت کرد و اثرات منفی را به حداقل رساند (فیتزانس[۳]،۲۰۱۲، ۵۳).

 

استان کرمانشاه دارای جاذبه های طبیعی، تاریخی ، شهری و اکوتوریسم گوناگونی است که طی سال‌های اخیر، گردشگری جنگ در این استان رواج پیدا ‌کرده‌است و ‌بنابرین‏ شناسایی قابلیت ها و توان های این منطقه می‌تواند، نقش مهمی در گسترش گردشگری جنگ و نمایاندن جذابیت های آن ایفا کند. بیشتر جاذبه های جنگ می‌تواند، به شکل موزه های جنگ، بازسازی مناطق جنگی، و القای احساس جنگ، ساخت یادمان ها و نمادهای دوران دفاع مقدس به گردشگران نمایش داده شود. شهرهایی که در این استان قابلیت های زیادی برای جذب گردشگران دفاع مقدس داشته و بیشترین تعداد گردشگر را به سمت خود جذب نموده اند. با توجه ‌به این که کرمانشاه در زمان جنگ فعالیت های گستره داشته است و هنوز نیز بقایای جنگ و علائم آن باقی مانده است و دارای جاذبه های گردشگری طبیعی و آثار، تاریخ و میراث جنگ می‌باشد، متأسفانه به علت عدم انجام فعالیت های ترفیعی و تشویقی مناسب جهت بهینه سازی این صنعت خدماتی در این شهرستان باعث ناتوانی این صنعت در بالا بردن سطح جذب گردشگران و تاثیرات این جذب هم مانند، اشتغال ، بهبود خدمات اجتماعی، منبع درآمد، رشد بخش خصوصی، توسعه ساختارهای زیربنایی و … شده است. یکی از عوامل مهمی که تاکنون باعث شده است، گردشگری جنگ ایران از جمله استان کرمانشاه مورد توجه قرار نگیرد وابستگی شدید دولت به درآمدهای صادراتی نفت به عنوان ثروت ملی و یک محصول استراتژیک بوده است. وابستگی کشور به یک محصول به عنوان تنها منبع عمده درآمدهای ارزی کشور را با خطرات زیادی مواجه می‌کند. تجربه دهه های اخیر ثابت ‌کرده‌است که کشورهایی که خود را به یک محصول عمده صادراتی وابسته کرده‌اند هر زمان که قصد داشتند تا سیاست های مستقلی را اعمال کنند با فشار های کشورهای بزرگ که عمدتاًً ناشی از تحریم بوده مواجه شده اند و در ادامه راه را با مشکل مواجه شده شده اند. با توجه به مراتب فوق ، در صورتی که ایران و در مطالعه موردی تر استان کرمانشاه بخواهد خود را از وابستگی به درآمدهای پرنوسان و پایان پذیر نفت برهاند ، یکی از گزینه های مهم و استراتژیک ، توجه به صنعت گردشگری و به خصوص گردشگری جنگ ونمایش دادن تمام رشادت ها و دلاوری ها در زمان جنگ به سایرین می‌باشد. بسیاری کشورها با پیش گرفتن نگرش های بازارگرایانه در جهت رشد گردشگری تلاش کرده‌اند و توانسته اند چند برابر صادرات نفت ایران درآمد ارزی کسب کنند. توجه و تجزیه و تحلیل ظرفیت های استان کرمانشاه در زمینه گردشگری جنگ، می‌تواند جهت جذب گردشگر ‌به این استان و بهره مندسازی استان از درآمد های گردشگری و ایجاد اشتغال منافع بسیاری را برای استان به همراه داشته باشد، این رو با توجه به مطالب بیان شده اهمیت پژوهش حاضر احساس می شود.

۱-۴اهداف پژوهش

 

۱-۴-۱ هدف اصلی

 

تعیین و تجزیه و تحلیل ظرفیت های استان کرمانشاه در گردشگری جنگ

 

۱-۴-۲ اهداف جزئی

 

    1. تعیین تاثیر تفریح و سرگرمی های سیاه استان کرمانشاه بر گردشگری جنگ

 

    1. تعیین تاثیر نمایشگاه و موزه های کرمانشاه بر گردشگری جنگ

 

    1. تعیین تاثیر مکان های دارای سکون و ایستایی استان کرمانشاه بر گردشگری جنگ

 

    1. تعیین تاثیر مکان جنگ های سیاه استان کرمانشاه بر گردشگری جنگ

 

  1. تعیین تاثیر اردوگاه های کشتار جمعی سیاه استان کرمانشاه بر گردشگری جنگ

 

۱- ۵ فرضیه های پژوهش

 

    1. تفریح و سرگرمی های سیاه استان کرمانشاه بر گردشگری جنگ تاثیر مثبت و معنادار دارد.

 

    1. نمایشگاه و موزه های سیاه استان کرمانشاه بر گردشگری جنگ تاثیر مثبت و معنادار دارد.

 

    1. مکان های دارای سکون و ایستایی استان کرمانشاه بر گردشگری جنگ تاثیر مثبت و معنادار دارد.

 

    1. مکان جنگ های سیاه استان کرمانشاه بر گردشگری جنگ تاثیر مثبت و معنادار دارد.

 

  1. اردوگاه های کشتار جمعی سیاه استان کرمانشاه بر گردشگری جنگ تاثیر مثبت و معنادار دارد.

 

۱-۶ مدل مفهومی پژوهش

 

 

تفریح و سرگرمی های سیاه

 

نمایشگاه و موزه های سیاه

 

ظرفیت های منطقه در گردشگری جنگ

 

مکان های دارای سکون و ایستایی سیاه

 

مکان جنگ های سیاه

 

اردوگاه های کشتار جمعی سیاه

 

 

 

منبع مدل مفهومی پژوهش: رد (۲۰۱۴: ۲۱)

 

۱-۷قلمرو پژوهش

 

۱-۷-۱ قلمرو موضوعی پژوهش

 

این پژوهش از حیطه موضوعی به بررسی و تجزیه و تحلیل ظرفیت های استان کرمانشاه در گردشگری می پردازد.

 

۱-۷-۲ قلمرو مکانی پژوهش

 

قلمرو مکانی پژوهش حاضر گردشگری های جنگ استان کرمانشاه است.

 

۱-۷-۳ قلمرو زمانی پژوهش

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:05:00 ب.ظ ]




 

این مثال که برآمده از یکی پرونده های مطروحه در انگلستان بود، مثال خوبی برای تکلیف عمومی به احتیاط است.

 

تکلیف به احتیاط عنصر اساسی حقوق بی‌احتیاطی است. این تکلیف برآمده از یک قانون یا یک قرارداد خصوصی نیست. چیزی بیش از حقوق جزا و حقوق مدنی است. تکلیف به احتیاط گویای مسئولیت هر فرد نسبت به دیگری و رعایت احتیاط در قبال اوست. تکلیفی که حقوق بر عهده ما گذاشته است. حتی بدون رضایت و حتی بدون آگاهی ما. سؤالات قدیمی در اینجا باز مطرح می‌شوند: همسایه کیست؟ آیا من مسئول مراقبت از برادرم هستم؟! معنای مسئولیت چیست و …

 

‌به این سؤالات پیش‌ از این پاسخ گفتیم و منابع تکلیف به احتیاط را نیز برشمردیم. بحثی که باز در اینجا مطرح می‌شود بحث تکلیف به احتیاط[۲۰۳] یا تکلیف به سعی در رعایت احتیاط[۲۰۴] است. این مسئله نیز بارها در حقوق انگلستان مورد بحث و مداقه قرارگرفته است.[۲۰۵]

 

نظر مشهور این است که تکلیف به احتیاط شامل سعی در رعایت احتیاط نمی‌شود.

 

در واقع چنین تغییری مرزهای بین حقوق بی‌احتیاطی و مسئولیت محض را کمرنگ‌تر می‌کند. در مسئولیت محض نیز فرد علاوه بر آنکه باید احتیاط کند، باید در رعایت احتیاط تمام تلاش خود را نیز بنماید؛ ‌بنابرین‏ اگر برای اثبات بی‌احتیاطی، تنها نقض تکلیف رعایت احتیاط ضروری است، برای اثبات مسئولیت محض اثبات عدم تلاش برای رعایت احتیاط نیز لازم است.

 

با وجود این باید پذیرفت امروزه بسیاری از قوانین و مقررات، بی‌توجه به نتیجه، انسان‌ها را مکلف به سعی در رعایت احتیاط می‌کنند. برای مثال با سرعت بیش ‌از حد مجاز رانندگی کردن بی‌احتیاطی است و جریمه این تخلف پرداخت نقدی به خزانه‌ی دولت است. در اینجا هیچ زیانی به کسی وارد نشده است، اما فرد باید مبلغی را به عنوان جریمه بپردازد.

 

در این مورد هیچ ‌یک از ارکان مسئولیت مدنی وجود ندارد. نه زیان زننده، نه ضرر و نه زیان‌دیده. با این همه قانون‌گذار سعی به رعایت احتیاط را تکلیف رانندگان دانسته و آن‌ ها را مورد عقاب قرار می‌دهد.

 

دانستیم که آنچه در شمول قانون مسئولیت مدنی قرار می‌گیرد، تکلیف به احتیاط است و نه سعی در رعایت آن.

 

حقوق مجموعه ای از قوانین، رسوم، عرف ها و اخلاقیات است. ما در این فصل به لزوم احتیاط از جنبه‌های فلسفی ـ اجتماعی، فقهی و قانونی پرداختیم. دانستیم آزادی اراده ی انسان، بار مسئولیت را بر دوش او قرار خواهد داد. انسان باید با کمال دقت انتخاب کند و مسئول رفتار اشتباه خود باشد.

 

در فقه نیز احتیاط، چه به عنوان دلیلی فقاهتی برای استنباط حکم تکلیفی و چه به عنوان توصیه­ای عقلی، بارها مورد تأکید قرار گرفته است. قاعده­ «کل ما حکم به العقل، حکم به الشرع»، می‌تواند برای شرعی و عقلی دانستن تکلیف به احتیاط کافی باشد. حقوق نیز به عنوان برآیند فقه و عقل و عرف، احتیاط را تکلیف، و بی­احتیاطی را نوعی تقصیر و موجب ضمان می­داند.

 

فصل سوم:

 

نقش بی‌احتیاطی در مسئولیت مدنی

 

با توجه به نوشته های پیشین دانستیم بی­احتیاطی یکی از عوامل به وجود آمدن مسئولیت است. اعم از کیفری و مدنی. در حقوق ایران بی­احتیاطی زیرمجموعه‌ی موارد تقصیر قرارگرفته است و در حقوق انگلستان خود، دستگاه حقوقی جداگانه ایست که آن را negligence می‌خوانند. در حیطه مسئولیت مدنی تفکیک بی‌احتیاطی از سایر واژه های مرتبط کاری سخت و بعضاً امکان‌ناپذیر به نظر می‌رسد. برای مثال برخی حقوق ‌دانان بین واژه‌ مسامحه و بی­احتیاطی تفکیکی قائل نیستند و هر دو را یکی می‌پندارند. با اینکه مسامحه نیز مانند عمد به ‌روشنی تعریف‌نشده است، از مفاد م ۱۲ قانون مسئولیت مدنی می‌توان آن را استنباط کرد که عبارت است از: «رعایت نکردن تمام احتیاط‌ها که اوضاع ‌و احوال قضیه ایجاب می‌نموده»[۲۰۶].

 

عدم مهارت که یکی از وجوه دیگر تقصیر است نیز در مسئولیت مدنی با بی­احتیاطی می‌تواند همخوانی داشته باشد. به‌ این ‌ترتیب که وقتی شخصی با عدم مهارت لازم دست به انجام کاری می‌زند، این کار بی­احتیاطی از جانب خود عامل است. بی‌مبالاتی نیز در مسئولیت مدنی تفاوتی با بی­احتیاطی ندارد و می‌توان هر دو را یکسان دانست.

 

عدم رعایت نظامات دولتی اما موضوعاً با موارد گفته ‌شده متفاوت است. چرا که وقتی شخصی بدون توجه به رعایت نظامات دولتی فعل یا ترک فعلی را انجام می‌دهد، خود آن عمل بی­احتیاطی خواهد بود، فارغ از چگونگی عملکرد فاعل آن. مثلاً اگر فردی از چراغ‌ قرمز عمداً عبور کند، مردم وی را فردی بی‌احتیاط می‌دانند، هر چند او در عبور از چراغ‌ قرمز همه‌ استعداد خود را به کار گرفته باشد. البته از اصطلاح نظامات دولتی پر واضح است که ضابطه‌ی تشخیص عدم رعایت نظامات دولتی با بی­احتیاطی متفاوت است. چرا که در اولی تنها قوانین و مقررات ضابطه ی تشخیص‌اند و در بی‌احتیاطی عرف نیز به‌ عنوان ضابطه به کار می‌رود.

 

بی­احتیاطی کامن لا از واژه لاتین گرفته ‌شده است. بی­احتیاطی در بسیاری موارد وسعت شبه جرم را دارد، چرا که هر دو مورد عنوان خساراتی هستند که در اثر بی‌دقتی به وجود آمده‌اند و نه عمد؛ ‌بنابرین‏ بسیاری تفاوتی بین بی­احتیاطی آشکار و یا بی‌پروایی ـ آنجا که مربوط به شبه جرم ـ است قائل نیستند.

 

دکتر فین من (feinman) در کتاب حقوق -۱۰۱ negligence را این‌گونه تعریف می‌کند: «هسته اصلی بی­احتیاطی این است که مردم باید در زمان ارتکاب افعال خود دقت معقول که لازمه‌ی انجام آن‌هاست را به کار بگیرند»[۲۰۷]. با توجه ‌به این تعریف می‌بینیم negligence در حقوق غرب بسیار با تعریف قانون مدنی از تقصیر، شبیه است: «تقصیر اعم است از تفریط و تعدی».

 

شبه جرم در کامن لا نوعی خطای مدنی است[۲۰۸]. این شاخه از حقوق برآیند مصوبات قانونی و پرونده های مطروحه در رویه‌های قضایی انگلستان بوده است. شبه جرم برخلاف جرم که از طریق نهادهای عمومی و دولتی تعقیب می‌شود توسط اشخاص حقیقی پیگیری می‌گردد. واژه tort خود از واژه‌ لاتین torque به معنی خطا استنباط شده است.

 

با این‌ وجود باید این نکته را ذکر کرد که tort در کامن لا اساساً به دو دسته intentional tort (شبه جرم عمدی) و negligence tort (بی‌احتیاطی) تقسیم می‌شود. برای مثال حمله‌ تهدید آمیز[۲۰۹] نوعی شبه جرم عمدی است؛ اما اگر همین حمله به ضرب ‌و جرح[۲۱۰] منتهی شود، جرم است و زیر مجموعه‌ حقوق کیفری قرار می‌گیرد.

 

negligence tort اما بیشتر در حقوق کامن لا مورد بحث و مداقه قرارگرفته است. بی‌احتیاطی تنها وجه­ی مدنی دارد و باعث ایجاد مسئولیت مدنی می‌شود. با توجه به مباحث گفته ‌شده نتیجه می‌گیریم بی­احتیاطی هرچند با شبه جرم دقیقاً هم‌معنی نیست و زیر مجموعه‌ آن محسوب می‌شود، اما بازه‌ بسیار وسیعی از حقوق شبه جرم را به خود اختصاص داده است.

 

۳-۱-بخش نخست: بی‌احتیاطی خوانده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:01:00 ب.ظ ]




 

نمودار شماره(۶- ۴): توزیع درصد فراوانی کارشناسان آگاهی بر حسب سابقه خدمت

 

 

 

در این نمودار با توجه به سابقه خدمت کارکنان پلیس آگاهی درصد فراوانی آن ها را به دست آوردیم و در پرسشنامه از این اطلاعات برای تحلیل آمار استفاده خواهیم کرد

 

۴-۳- آمار استنباطی

 

در این قسمت از لحاظ نرمال بودن داده ها با بهره گرفتن از آزمون کلموگروف اسمیرنف[۲] بررسی می‌شود. مطابق با جدول ۴-۱ نتایج تحلیل خروجی نشان می‌دهد که مقدار سطح معناداری در این آزمون از ۰۵/۰ بزرگ‌تر است. فرضیه صفر در آزمون کلموگروف – اسمیرنوف،[۳] پیروی داده ها از توزیع نرمال است. فرضیه مقابل آن عبارت است از عدم پیروی داده ها از توزیع نرمال. با توجه به مقدار p و عدم رد فرضیه صفر، توزیع داده ها منطبق بر توزیع نرمال قلمداد می‌گردد. بر این اساس، با توجه به سطح معناداری، فرض صفر تأیید می‌شود یعنی توزیع داده ها منطبق بر توزیع نرمال است.

 

جدول ۴-۱-نتایج آزمون کلموگروف – اسمیرنوف فرض نرمال بودن توزیع جامعه

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمونه آماری ضریب آزمون کلموگروف – اسمیرنوف (K-S-Z) سطح معناداری ۱۴۰ ۷۸/۰ ۳۴/۰

در ادامه به منظور تحلیل یافته های تحقیق و بررسی فرضیات بر اساس آن‌ ها از آزمون آماری t تک متغیره بهره گیری شده است که نتایج در زیر ارائه می‌گردد، آزمون میانگین یک جامعه بر مبنای توزیع T یک آزمون پارامتری می‌باشد که در آن ‌به این موضوع پرداخته می‌شود که میانگین یک جامعه٬ به چه میزان از یک مقدار ثابت بیشتر و یا کمتر است. از این آزمون٬ از آن‌جایی که با یک متغیر سرو کار داریم٬ برای آزمون فرضیه‌های توصیفی استفاده می‌شوددر این حالت آمار آزمون به صورت زیر است:

 

 

 

در این آزمون٬ چنانچه سطح معنی‌داری کمتر از مقدار خطا باشد٬ چنین استنباط می‌شود که میانگین جامعه‌ مورد نظر٬ مقدار آزمون شده نیست. حال برای دریافتن این موضوع که میانگین جامعه بالاتر از مقدار آزمون‌شده و یا پایین‌تر از آن است ٬ می‌باید به حد بالا و حد پایین موجود در خروجی نرم‌افزار مراجعه نمود. در آزمون T یک نمونه‌ای٬ چنان‌چه حد بالا و حد پایین هر دو مثبت باشند، بدین معنی است که میانگین جامعه ‌در مورد آن متغیر بیشتر از مقدار مورد آزمون می‌باشد. همچنین چنان‌چه اولی مثبت و دومی منفی باشد، میانگین جامعه تقریباً مقدار آزمون است. همچنین منفی‌بودن این دو مقدار، بدین معنی است که میانگین متغیر مورد نظر در جامعه کمتر از مقدار آزمون است و این متغیرها در جامعه‌ مورد بررسی در سطح پایینی قرار دارند. نتایج تحلیل آماری با بهره گرفتن از این آزمون برای فرضیات تحقیق در زیر ارائه گردیده است:

 

فرضیه اول پژوهش: بین توسعه علمی کشف جرم و نقش آن در پیشگیری از جرم رابطه معناداری وجود دارد.

 

آمار توصیفی مربوط به فرضیه اول در نمودار ۴-۲ نمایش داده شده است. همچنین شاخص‌های میانگین و انحراف معیار پاسخ‌های مربوط به فرضیه اصلی اول در گروه نمونه در جدول زیر آورده شده است. مطابق با این جدول، میانگین نتایج نشان می‌دهد توسعه علمی کشف جرم نقش زیادی در پیشگیری از جرم دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۴-۲- شاخص‌های میانگین و انحراف معیار پاسخ‌های مربوط به فرضیه اصلی اولفرضیهتعدادمیانگینانحراف استانداردمیانگین خطای استاندارداول ۱۴۰ ۳٫۶۰۳۴ ۱٫۱۰۷۲۳ .۱۴۵۳۹

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتایج آزمون T تک نمونه‌ای[۴] در گروه نمونه در جدول ۴-۳ ارائه شده است. همان‌ طور که از جدول مشاهده می‌شود SIG.، برابر ۰۰۰/۰ است که کمتر از سطح معنی‌داری ۰۵/۰ است.

 

جدول ۴-۳- نتایج آزمونتی تک نمونه ای برای فرضیه اول

فرضیهTEST VALUE = 3Tدرجه آزادیSIG. (2-TAILED)میانگین اختلافاتسطح اطمینان ۹۵%کمینهبیشینهاول ۴٫۱۵۱ ۵۷ .۰۰۰ .۶۰۳۴۵ .۳۱۲۳ .۸۹۴۶

نمودار ۴-۱-آمار توصیفی مربوط به فرضیه اول

 

 

 

فرضیه دوم پژوهش: بین روش‌های نوین کشف جرایم فضای سایبر و نقش آن در پیشگیری از جرم رابطه معناداری وجود دارد.

 

آمار توصیفی مربوط به فرضیه دوم در نمودار ۴-۲ نمایش داده شده است. شاخص‌های میانگین و انحراف معیار پاسخ‌های مربوط به فرضیه دوم در گروه نمونه در جدول ۴-۴ آورده شده است. مطابق با این جدول، میانگین نتایج نشان می‌دهد بین روش‌های نوین کشف جرایم فضای سایبر و نقش آن در پیشگیری از جرم رابطه معناداری وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۴-۴- شاخص‌های میانگین و انحراف معیار پاسخ‌های مربوط به فرضیه دومفرضیهتعدادمیانگینانحراف استانداردمیانگین خطای استاندارددوم ۱۴۰ ۳٫۷۰۶۹ ۱٫۰۲۶۱۳ .۱۳۴۷۴

نتایج آزمون t تک نمونه ای در گروه نمونه در جدول ۴-۵ ارائه شده است. همان‌ طور که از جدول مشاهده می‌شود sig.، برابر ۰۰۱/۰ است که کمتر از سطح معنی‌داری ۰۵/۰ است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۴-۵- نتایج آزمون تی تک نمونه ای برای فرضیه دومفرضیهTEST VALUE = 3Tدرجه آزادیSIG. (2-TAILED)میانگین اختلافاتسطح اطمینان ۹۵%کمینهبیشینهدوم ۵٫۲۴۶ ۵۷ .۰۰۰ .۷۰۶۹۰ .۴۳۷۱ .۹۷۶۷

نمودار ۴-۲- آمار توصیفی مربوط به فرضیه دوم

 

 

 

فرضیه سوم پژوهش: بین روش‌های نوین کشف جرم از طریق GPS و GIS و نقش آن در پیشگیری از جرم رابطه معناداری وجود دارد. آمار توصیفی مربوط به فرضیه سوم در نمودار ۴-۶ نمایش داده شده است شاخص‌های میانگین و انحراف معیار پاسخ‌های مربوط به فرضیه سوم در گروه نمونه در جدول زیر آورده شده است. مطابق با این جدول، میانگین نتایج نشان می‌دهد بین روش‌های نوین کشف جرم از طریق GPS و GIS و نقش آن در پیشگیری از جرم رابطه معناداری وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۴-۶- شاخص‌های میانگین و انحراف معیار پاسخ‌های مربوط به فرضیه سومفرضیهتعدادمیانگینانحراف استانداردمیانگین خطای استانداردسوم ۱۴۰ ۴٫۰۰۰۰ ۱٫۲۵۶۵۶ .۱۶۴۹۹

نتایج آزمون t تک نمونه‌ای در گروه نمونه در جدول ۴-۶ ارائه شده است. همان‌ طور که از جدول مشاهده می‌شود sig.، برابر ۰۰۱/۰ است که کمتر از سطح معنی‌داری ۰۵/۰ است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۴-۷- نتایج آزمونتی تک نمونه ای برای فرضیه سومفرضیهTEST VALUE = 3Tدرجه آزادیSIG. (2-TAILED)میانگین اختلافاتسطح اطمینان ۹۵%کمینهبیشینهسوم ۶٫۰۶۱ ۵۷ .۰۰۰ ۱٫۰۰۰۰۰ .۶۶۹۶ ۱٫۳۳۰۴

نمودار ۴-۳- آمار توصیفی مربوط به فرضیه سوم

 

 

 

فرضیه چهارم پژوهش: بی بین روش نوین کشف جرم از طریق DNA و نقش آن در پیشگیری از جرم رابطه معناداری وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 06:21:00 ق.ظ ]




 

گفتار نخست : متولی

 

با تصویب ماده ۳ قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه مصوب ۶۳ هر موقوفه اعم از عام و خاص دارای شخصیت حقوقی است که سازمان حقوقی وقف را از شخصیت واقف و موقوف‌علیهم متنزع و جدا می­ کند و آن ها را نسبت به سازمان حقوقی وقف واداره آن بیگانه می گرداند و از طرف دیگر نظر به ضرورت اداره امور آن و نیاز به شخصی که تصدی آن را به عهده بگیرد تعیین شخصی به عنوان متولی ضرورت پیدا می­ کند تا به اداره سازمان حقوقی وقف بر حسب شروط واقف و عرف و قانون بپردازد. لذا ولایت بر موقوفه حقی است مشروع، زیرا برای اداره هر موقوفه و حفظ و نگهداری و استیفاء منافع آن و نزدیک نمودن منافع به غرض و هدف واقف قطعاً نیاز به مدیری مدبر و کارآمد است. لذا می‌توان گفت: متولی کسی است که به منظور اداره کردن موقوفه تعیین می‌شود و در واقع ابتکار عمل و اقدام در خصوص اداره موقوفه را به دست دارد ، تصمیم می‌گیرد و اجرا می‌کند و به منزله مدیر عامل در مؤسسات عمومی و تجاری می‌باشد[۹۷] .

 

علیهذا مهمترین و به اعتقاد عده ای تنها اداره کننده موقوفه متولی است و دیگر اداره کننده موقوفه کسی است که مأذون از جانب وی باشد.

 

انعقاد تولیت برای متولی منوط به قبول وی می‌باشد و اگر رد کرد مثل آن است که از اصل ،تولیت وی منعقد نشده است . یعنی سمت او و ایجاب واقف در این زمینه از بین می‌رود [۹۸].

 

قبول تولیت متولی را پایبند می‌کند و متولی حق ندارد پس از قبول سمت استعفا دهد . لذا متولی را نباید به منزله وکیل وقف پنداشت، زیرا اگر چنین بود استعفای او همیشه امکان داشت و عزل او در اختیار واقف بود. در حالی که به عنوان مدیر وقف و نماینده این سازمان حقوقی وضع ثابتی پیدا می‌کند، وضعی که نه تنها واقف بلکه حاکم نیز اختیار عزل وی را در صورت خیانت در امانت ندارد.

 

گفتار دوم: ناظر

 

بند نخست: مفهوم ناظر و ماهیت نظارت

 

ناظر در لغت به معنی نگاه کننده است و در اصطلاح حقوقی ناظر به شخصی گفته می‌شود که عمل یا اعمال نماینده شخص یا اشخاص را مورد توجه قرار داده و صحت و سقم آن عمل یا اعمال را به مقیاس معینی که معهود است می‌سنجد و برای این کار اختیار قانونی داشته باشد[۹۹]. نظارت دخالت مستقیم در اداره وقف و تشکیلات آن نیست اما درتطول تولیت قرار دارد. ‌بنابرین‏ نظارت بازرسی و مراقبت بر اداره وقف است .

 

ناظر نیز مانند متولی امین وقف است [۱۰۰]. پس اگر در انجام وظایفی که به او سپرده می‌شود کوتاه کند یا به قصد بهره برداری نامشروع خیانت ورزد یا با متولی در سوء استفاده از وقف تبانی کند، مسئول است. لذا ناظر را نمی‌توان مسئول هر تلف یا نقصی شمرد که بر مال وقف وارد می‌شود، زیرا قاعده این است که مسئولیت هر زیانی که در نتیجه کوتاه واهمال ناظر در انجام وظایف خود بر وقف وارد آید بر عهده اوست و زیان های ناشی از اعمال دیگران یا حوادث قهری از این قلمرو بیرون است.

 

درخصوص لزوم یا جواز نظارت باید گفت: از آن جا که برابر مفاد ماده ۲۱۹ قانون مدنی‌که‌ مقررمی‌دارد: «عقود لازم بوده مگر تصریح به جواز آن ها شده باشد.» و اینکه هیچ متن قانونی مبنی بر جواز رابطه بین واقف و ناظر وجود ندارد، همچنین واقف یا حاکم شرع حق عزل ناظر را ندارند مگر اینکه در ضمن عقد شرط شده ‌باشد می‌توان گفت: نظارت نیز لازم است. البته برخی از حقوق ‌دانان عقیده دارند نظارت بر خلاف تولیت جایز است [۱۰۱]. به نظر این دسته از حقوق ‌دانان ، در قبول نظارت از جانب ناظر، حکمی نظیر آنچه در ماده ۷۶ قانون مدنی گفته شده است نداریم. یعنی اگر ناظر ، نظارت را پذیرفت و پس از آن اراده کرد که استعفا دهد چه باید کرد؟ ماده ۷۶ قانون مذکور بر خلاف قاعده است و نمی توان ملاک آن را ‌در مورد ناظر به کار بست[۱۰۲]. پس باید گفت: ناظر می‌تواند خود را عزل کند و تعهدی که با قبول نظارت بر عهده گرفته است از نوع تعهدات جایز است.

 

در خصوص تفاوت ماهیتی تولیت و نظارت می‌توان به اختصار به موارد ذیل اشاره کرد:

 

۱- تولیت منصب و مقامی است برای اعمال مدیریت، در حالی که صاحب آن منصب می بایست از قوه بصیرت و نظارت برخوردار باشد.

 

۲- در تکمیل بند قبل باید گفت: تولیت مقید و مشروط به شرط نظارت است.

 

۳- از جمله شرایط لازم برای فرد متولی امانت و کفایت است.

 

۴- آنچه از عبارت فقهاء برداشت می‌شود این است که «نظارت» یعنی رعایت مصلحت و غبظه موقوفه جهت نیل به اهداف وقف.

 

۵- با توجه به آنچه که در خصوص ماهیت تولیت و نظارت مطرح شد باید گفت: که این دو لازم و ملزوم هم هستند ، بدین صورت که متولی قبل از هر چیز می بایست فردی بصیر، توانا ، امین و صاحب کفایت و تدبیر باشد تا در تصمیم ها و اقدامات عملی خویش بتواند رعایت و مصلحت و غبطه موقوفه را به نحو احسن داشته باشد.

 

بند دوم: اقسام نظارت

 

همان‌ طور که اشاره شد در قانون مدنی ناظر نام مقامی است که برای بازرسی و نظارت بر کار متولی تعیین می‌شود و خود در اداره وقف دخالت مستقیم نمی‌کند.

 

به موجب ماده ۷۸ قانون مدنی: «واقف می‌تواند بر متولی ناظر قرار دهد که اعمال متولی به تصویب یا اطلاع او باشد.» ‌بنابرین‏ نظارت بر وقف دو گونه است: اطلاعی واستصوابی.

 

الف: نظارت اطلاعی

 

نظارت اطلاعی در موردی است که اعمال متولی تنها به اطلاع ناظر می‌رسد تا اگر خیانت یا تقصیر و ناتوانی مشاهده کند به مقام های عمومی اعلام دارد[۱۰۳]. لذا در این نوع نظارت، متولی باید عملیات خود را به اطلاع ناظر برساند، ولی اذن یا تصویب ناظر در اقدامات متولی ضرورت ندارد و ناظر اطلاعی صرفاً حق آگاه شدن از امور موقوفه را دارد اما لازم نیست متولی با او مشورت کند و تصمیم مشترک اتخاذ کنند.

 

ناظر اطلاعی موظف است در صورت مشاهده اقدام متولی بر خلاف وقفنامه و قوانین، آن را به واقف اعلام دارد و در صورت عدم پذیرش آن از طرف او می‌تواند به دادگاه مراجعه و متولی را وادار به تابعیت از مندرجات وقفنامه بنماید[۱۰۴].

 

ب: نظارت استصوابی

 

‌به این نوع نظارت «نظارت کامل» نیز گفته می‌شود[۱۰۵]و این درجایی است که اعمال متولی باید به تصویب ناظر برسد، بدون اینکه او بتواند پیشنهاد کننده و مقدم باشد[۱۰۶] . به عبارت دیگر متولی باید قبل زا انجام هر عملی در امور موقوفه موافقت ناظر را جلب نماید و در صورت موافقت و تصویب ناظر، متولی آن را انجام دهد . لذا متولی بدون تصویب ناظر نمی تواند اقدام به امری راجع به موقوفه بنماید. ناظر در نظارت استصوابی مانند متولی است و در اتخاذ تصمیم ها با متولی شریک است ولی انجام آن تصمیمات با متولی خواهد بود.

 

در نتیجه می‌توان گفت ناظر اطلاعی مانند بازرس شرکت ها و موسه ها و ناظر استصوابی به منزله عضو هیات مدیره است در برابر مدیر عامل(متولی).

 

مبحث دوم: شرایط و اوصاف مدیران وقف

 

گفتار نخست: شرایط ولالت بر وقف ( اوصاف متولی)

 

با بررسی مواد قانون مدنی راجع به تولیت معلوم می‌گردد که شرایط خاصی برای متولی ذکر نشده است؛ البته ماده ۸۰ قانون مدنی و ماده ۴ قانون اوقاف مصوب ۵۴ وصف مشروط واقف در عقد وقف و گواهی تولیت توسط شعبه تحقیق اوقاف را متذکر شده است .اما این سکوت قانون مدنی ‌به این معنی نیست که هر کسی بتواند تولیت را به عهده بگیرد بلکه علاوه بر شرایط عام شروطی در فقه بر شمرده است که به توضیح آن می‌پردازیم.

 

بند نخست: اهلیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]




 

۱- استراتژی را به اصطلاح عملیاتی ترجمه کنید. بدون ترجمه و تبدیل افکار بزرگ به گام‌های مشخص و عملی برای اجرا، آن ها ایده هایی بی‌نتیجه هستند. این اصل به برنامه های عملیاتی مدون در جهت اجرای استراتژی‌های منابع انسانی اشاره می‌کند.

 

۲- استراتژی را کار هر روز هرکس سازید.

 

کلیه کارکنان سازمان بایستی از استراتژی‌ها و برنامه های منابع انسانی آگاه بوده و فعالیت‌های روزمره خود را به نحوی انجام دهند که به موفقیت و اجرای استراتژی‌های تدوین شده کمک کند. رمز این کار، به مشارکت طلبیدن ذینفعان بخصوص کارکنان در تدوین استراتژی‌ها، همسو نمودن استراتژی‌ها با منافع کارکنان واطلاع رسانی پیوسته استراتژیهاست. این جمله جان کارتر که می‌گوید: بدون برقراری ارتباط صادقانه و بدون برقراری ارتباط زیاد، مغزها و قلب‌های کارکنان هرگز تسخیر نخواهد شد. موید بر اهمیت اطلاع رسانی استراتژی‌ها و تلاش در راستای ادراک استراتژی‌ها از طرف کلیه ذینفعان بخصوص کارکنان و مدیران صف است.

 

۳- سازمان را در جهت تحقق استراتژی همسو کنید. این اصل در حوزه منابع انسانی به اهمیت:

 

*هماهنگ بودن استراتژی‌های کارکردی منابع انسانی با همدیگر

 

* هم‌راستا بودن تک تک استراتژی‌های کارکردی با استراتژی‌های کلان منابع‌انسانی

 

*در نهایت هم‌راستا بودن استراتژی‌های منابع انسانی با استراتژی‌های سازمان اشاره دارد. لازمه این همراستایی همان گونه که بیان شد حرکت در راستای ارزش‌های واقعی هر یک از ذینفعان سازمان است.

 

۴- استراتژی را یک فرایند مستمر سازید. یکی از موارد قابل تأمل در استقرار استراتژی‌های منابع انسانی علاوه بر تدوین اهداف کوتاه و برنامه های عملیاتی و شاخص‌های، دقت ‌به این نکته است که فرایند تدوین و اجرای استراتژی یک فرایند پویا و مستمر است و این فرایند و چرخه بایستی به طور مداوم تکرار شده و استراتژی‌های منابع انسانی متناسب با تغییرات کسب و کار به روز شوند. این اصل این نکته را متذکر می‌شود که در کنار توجه به شاخص‌های تعیین شده و بررسی میزان انحرافات مباحث دیگری همچون: اموری که به درستی اتفاق افتاده، مواردی که به خطا رفته، کارهایی که باید متوقف شود، کارهایی باید ادامه داده شود و…. باید مورد توجه، بحث و بررسی قرار گیرند.

 

۵- سازمان را از طریق رهبری مدیریت ارشد برای تحول بسیج کنید.

 

تجربه نشان داده است که مهم‌ترین شرط موفقیت، تعلق و مشارکت فعال تیم مدیریت ارشد است لذا واحد منابع انسانی بایستی با هم‌راستا نمودن استراتژی‌های منابع انسانی با استراتژی‌های سازمان و کمک به کسب اهداف کسب و کار مشارکت تیم مدیریت ارشد سازمان را جلب نماید(پیرس[۳۳] ۲۰۰۱ ،به نقل از خلیلی ۱۳۸۰ : ۶۵-۶۴).

 

۲-۱۹-مدیریت استراتژیک منابع انسانی

 

مجموعه ای از تصمیمها و اعمال است که منجر به طراحی و اجرای استراتژیهایی می شود که برای حصول به اهداف یک سازمان مورد استفاده قرار می گیرند (پیرس و رابینسون، ترجمه خلیلی۱۳۸۰ : ۳۱).

 

ویلن و هانگر مدیریت استراتژیک را اینگونه مطرح می نمایند که یک سری تصمیمات و فعالیت های مدیریتی که عملکرد بلندمدت همکاری را در پی دارد.

 

به زبانی ساده مدیریت استراتژیک یعنی اینکه مدیران به جلو می نگرند، به آنچه که در آیندهای دور یا نزدیک می خواهند به آن برسند.در سال ۱۹۹۶ ، برنامه ریزی استراتژیک، بیانیه رسالت و الگوبرداری چهار تکنیک برتر بوده اند. از ۴۰۹ شرکت امریکایی در سال ۱۹۹۶ ، ۸۶ درصد آن ها از برنامه ریزی استراتژیک استفاده می‌کنند.

 

تعریف های متعددی برای مدیرت استراتژیک منابع انسانی بیان شده است که در اینجا به چند مورد از آن ها اشاره می شود :

 

– مدیریت استراتژیک منابع انسانی عبارت است از : مرتبط ساختن مدیریت منابع انسانی با ‌هدف‌های‌ کوتاه مدت و بلند مدت استراتژیک برای بهبود عملکرد سازمان و ایجاد فرهنگ سازمانی که بتوان انعطاف پذیری و خلاقیت را تقویت کرد

 

– مدیریت استراتژیک منابع انسانی عبارت است از : استفاده از منابع انسانی به صورتی برنامه ریزی شده و انجام کارهایی با هدف قادر ساختن سازمان برای تامین ‌هدف‌های‌ مورد نظر

 

– مدیریت استراتژیک منابع انسانی عبارت است از : دور اندیشی فراگیر، نوآور و تحول گرایی سازمان یافته در تامین منابع انسانی سازمان، پرورش و بهسازی آن، تامین کیفیت زندگی کاری برای آن و بالاخره به کارگیری بجا و مؤثر این منبع استراتژیک با شناخت و اعمال جنبه‌های تاثیر پذیری و تاثیر گذاری محیط درون سازمانی و برون سازمانی در راستای تبیین استراتژیها، به منظور تحقق رسالت و ‌هدف‌های‌ سازمان(میرسپاسی، ۱۳۸۱: ۵۰).

۲-۲۰-ویژگی‌های فرایند برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی

 

اعمال مدیرت منابع انسانی در چارچوب تعریفهای یادشده، که نگرش سیستمی، اقتضایی و استراتژیک درآن ملحوظ شده است، ایجاب می‌کند که وظایف و اقدامها در چارچوب فرایندهای معقول و منظم چنان با یکدیگر در آمیزند که منافع کارکنان با منافع سازمان و منافع جامعه فصل مشترک بیشتری پیدا کند. ‌بنابرین‏ تدابیر استراتژیک در سیستم مدیریت منابع انسانی باید در جهت افزایش فصل مشترک این سه دسته منافع اعمال شود .عناصر یا اجزای اصلی سیستم مدیریت منابع انسانی را با نگرشی استراتژیک در پنج عنصر زیر می توان خلاصه کرد(فرهادی ،۱۳۸۸ :۷۶):

 

۱-هدفها یا خروجی مدیریت استراتژیک منابع انسانی

 

‌هدف‌های‌ سیستم مدیریت منابع انسانی متاثر از ‌هدف‌های‌ استراتژیک هر مؤسسه‌ بوده، متناسب با این هدفها تامین منابع انسانی نخستین انتظار سازمان از این سیستم است که در واقع این اقدام به طورعمده در جهت تامین منافع سازمان صورت می‌گیرد.

 

افرادی که در سازمان‌ها استخدام می‌شوند نیز به طور عمده در جهت تحقق هدفها و تامین منافع شخصی خود مبادرت به کاریابی و انتخاب کار می‌کنند .‌بنابرین‏ از هر سیستم مدیریت منابع انسانی انتظار می رود که در عین توجه به منافع سازمان،منافع کارکنان را نیز در فرایند تصمیم گیری‌های استراتژیک ملحوظ دارند .

 

۲– فرایندهای مدیریت منابع انسانی

 

از فرایند تعریف های گوناگونی شده است .یکی از تعریف های متداول از فرایند عبارت است از : جریان قابل تشخیص از رویدادهای به هم وابسته در راه رسیدن به هدف. در این تعریف دو ویژگی مشخص وجود دارد : اول اینکه فرایند حاکی از حرکت و پویایی در طول زمان برای رسیدن به هدف است و دوم اینکه به فعل ‌و انفعالات و تعامل بین رویدادها و اقدامات مرتبط به هم اشاره دارد .

 

فرایند عملیات و اقدامات در سیستم مدیریت منابع انسانی، در چهار زیر مجموعه ‌به این گونه تقسیم بندی می شود :

 

۱- نظام جذب، تامین وتعدیل منابع انسانی؛

 

۲- نظام پرورش و آموزش و یا به تعبیر کلی بهسازی منابع انسانی؛

 

۳- نظام حفظ و نگهداری منابع انسانی؛

 

۴- نظام به کارگیری و استفاده مؤثر از منابع انسانی

 

۵- درون داد سیستم مدیریت منابع انسانی

 

انجام فعالیت‌های چهار گانه در فرایند مدیریت استراتژیک منابع انسانی به منابع و اطلاعات کافی نیاز دارد که این منابع به طورعمده عبارتند از : منابع مالی، منابع انسانی، تکنولوژی ( سخت افزار و نرم افزار)، اطلاعات و ارزش‌ها .

 

۳- محیط برون سازمانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 11:08:00 ب.ظ ]




تاب‌آوری توانایی فرد در روبرو شدن با حوادث سخت و انطباق باشرایط و بازگرداندن تعادل به زندگی خود و همچنین اجتناب از استرس زیانبار است (یانگ[۱۳]، ۱۹۹۳). تاب‌آوری زناشویی صبر و تحمل زوجین در برابر دشواری‌ها و بحران‌های زندگی مشترک است، بدون آنکه درگیر مسئله یا بیماری خاصی شوند.

 

تاب آوری، تنها پایداری در برابر آسیب‌ها یا شرایط تهدیدکننده و حالتی انفعالی ‌در رویارویی با شرایط خطرناک نیست بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامون خود است. توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی در شرایط خطرناک است (کانر و دیویدسون [۱۴]، ۲۰۰۳).

 

ویژگیهایی از قبیل: ۱-احساس ارزشمندی، احترام قائل شدن برای خود و توانایی‌ها ۲-مهارت حل مسئله، انعطاف‌پذیری و پیداکردن راه حلهای مختلف درباره یک مسئله ۳-کفایت ‌اجتماعی، مهارت ارتباط با دیگران و بهره‌مندی از حمایت اجتماعی ۴- خوش بینی، احساس امید و هدف‌مندی زندگی و هدف داشتن ۵- همدلی، احساس تعلق به افراد و گروه ها در میزان تاب‌آوری افراد تاثیرگذار است. علاوه بر ویژگی‌های فردی، مؤلفه‌‌های محیطی مانند ۱- روابط حمایت گر و توام با توجه ۲- معیارها و انتظارات بالا و معقول ۳- ایجاد فرصت مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی نیز در رشد و پروش تاب‌آوری افراد تاثیر دارد (شکیب، ۱۳۸۷). افراد تاب‌آور قادر به اعمال کنترل هستند و قادرند خود را از سر درگمی برهانند و سیستم‌ها‌ی حمایت اجتماعی‌ و روابط خانوادگی گسترده‌تری فراهم کنند (ایساکسون[۱۵]، ۲۰۰۲). افزایش و تثبیت این ویژگی‌ها نیاز به آموزش دارد که این تحقیق سعی دارد تاثیر یکی از رویکردهای خانواده درمانی به نام غنی‌سازی زوجین را بر افزایش تعهدزناشویی و تاب‌آوری بسنجد. جنبش غنی‌سازی ازدواج[۱۶] سهم بزرگی را در رشد و بالندگی میلیون‌ها زوج به خود اختصاص داده است. به طور کلی برنامه غنی‌سازی زندگی زناشویی در زمینه آموزش ارتباطات به زوج ها، حل تعارضات درمیان آنان، مدیریت مالی، رضایتمندی زناشویی، فعالیت‌های زوج‌ها در هنگام فراغت، عقاید مذهبی هر یک از طرفین، رابطه بچه ها و والدین، رابطه خانواده و دوستان، انتظارات واقعی هر یک از زوج‌ها از همدیگر، انتظارات جنسی و نقش خویشاوندان در زندگی زناشویی فعالیت می‌کند و در این زمینه‌ها به زوج‌ها آموزش می‌دهد. برنامه های غنی‌سازی دارای مدل‌های متعددی می‌باشد که در این تحقیق از دو مدل (برنامه ارتقاء زوجین و آماده‌سازی اولسون) به جهت اهداف مشترک شان با تعهد و تاب‌آوری استفاده شده است و شش هدف اصلی را دنبال می‌کنند شامل ۱-گسترش توانمندی زوجها ۲- تقویت مهارت‌های ارتباطی ۳- آموزش حل مسئله و تعارض ۴- گسترش اهداف شخصی زوجها و خانواده ۵- طرحهای بودجه‌بندی مالی ۶- کشف مسائل اصلی خانواده (السون[۱۷]، ۱۹۹۹، به نقل ازاولیا، ۱۳۸۷). سه هدف (مهارت‌های اجتماعی، حل مسئله و ‌هدف‌های‌ شخصی) با سه ویژگی فردی افرادتاب‌آور یکسان می‌باشد. همچنین آمورش غنی‌سازی بهبود روابط بین فردی و زوجی را درپی دارد که از عوامل محیطی افزایش دهنده تاب‌آوری می‌باشد.

با آموزش مهارتهایی مثل مهارت‌های ارتباطی، مقابله و ابراز وجود می‌توان تاب‌آوری و سلامت افراد را افزایش داد (استنبرگ، ۱۹۹۴؛ به نقل از سامانی، ۱۳۸۶). افراد تاب‌آور افرادی انعطاف‌پذیر هستند که در شرایط سخت به دنبال راه حل هستند و سازگاری بالایی دارند (شکیب، ۱۳۸۷). دین و اسپانسر اعتقاد داشتند که رابطه هایی با تعهد بالا، انعطاف‌پذیری بیشتری نیز دارند (شاه‌سیاه، ۱۳۸۸). بنابرین بین تعهد و تاب‌آوری نیز یک رابطه دوسویه وجود دارد که تعهد باعث افزایش تاب‌آوری و تاب‌آوری نیز باعث افزایش تعهد می‌شود. غنی‌سازی با هدف ارتقاء ارتباط زوجها، آنهارا آگاه و همدلی و صمیمیت را تقویت می‌کند (عدالتی شاطر، ۱۳۸۸). صمیمیت شامل ۴ مؤلفه‌: تعهد، صمیمیت عاطفی، صمیمیت شناختی و صمیمیت فیزیکی است (شاه‌سیاه، ۱۳۸۸). ‌بنابرین‏ غنی‌سازی به طور غیرمستقیم تعهد را افرایش می‌دهد.

 

با توجه به پژوهش‌های موجود و نظر ‌به این که برای حفظ و استمرار زندگی زناشویی و تحمل سالم و سازنده در برابر مشکلات، دوره های آموزشی از جمله آموزش غنی‌سازی زندگی زناشویی و مهارت‌های لازم جهت ارتقاء روابط بین فردی ضروری به نظر می‌رسد.

 

۱-۲- اهمیت و ضرورت پژوهش

 

نقش آموزش مهارت‌های ازدواج سالم یک ضرورت اساسی در جامعه فعلی ماست. سابقا این آموزش‌ها در خانواده ها صورت می‌گرفت اما امروزه به علت مشغله‌ی زیاد خانواده ها این وظیفه کم رنگ شده است. داشتن ازدواج موفق مرهون عوامل متعددی است که مهمترین آن ها آموزش‌هایی در زمینه ازدواج می‌باشد (السون[۱۸]، ۱۹۶۹). امروزه ارزش تعهد در روابط زناشویی به علت افزایش انواع طلاق‌ها و خیانت‌ها بسیار با اهمیت شده است.

 

طبق تحقیقات، تعهد زناشویی دومین عامل حفظ کننده ازدواج و فقدان آن مهمترین عامل مؤثر در بروز طلاق به شمار می‌آید (رینولد و فسفیلد[۱۹]؛ ۱۹۹۹، به نقل از عباسی، ۱۳۸۷). طبق نظر باربارا برای یک ازدواج موفق داشتن سه رکن اساسی”جاذبه، تفاهم و تعهد” الزامی است. بدون تعهد هر گونه رابطه‌ای سطحی، ظاهری و بدون سمت و جهت خواهد بود و زوجین نخواهند توانست عمق عشق و صمیمیت را که تنها در سایه‌ وفاداری به تعهدشان به وجود می‌آید را تجربه کنند.

 

تاب‌آوری، بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر است و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می‌کند (کامپفر[۲۰]۱۹۹۹؛ به نقل از سامانی، ۱۳۸۶). تاب‌آوری می‌تواند با افزایش مهارت‌های اجتماعی از قبیل برقراری ارتباط، مهارت رهبری، حل مسئله، مدیریت منابع، توانایی رفع موانع موفقیت و توانایی برنامه‌ریزی تقویت گردد (ورنر و اسمیت[۲۱]؛ ۱۹۹۲، به نقل از محمدی، ۱۳۸۴).

 

در شرایط فعلی که آمار طلاق ‌در کشورمان به دلیل ناآگاهیهای جنسی و جنسیتی، مشکلات مالی و عاطفی، حل ناموثر تعارضات و کمبود اطلاعات افزایش پیدا ‌کرده‌است. ضرورت آموزش در این زمینه‌ها پر رنگ‌تر می‌شود. یکی از سودمندترین آموزش‌ها در این زمینه آموزش غنی‌سازی زندگی زناشویی (مدل ارتقاء زوجین و آماده‌سازی اولسون) می‌باشد که دارای سطوح بالایی از اعتبار است. از نتایج این تحقیق می‌توان به عنوان برنامه‌ای جهت تقویت مهارت‌های زندگی زوجین استفاده کرد.

 

۱- استفاده در مراکز ازدواج و کلینیک‌های آموزش خانواده جهت آموزش‌های پیش از ازدواج.

 

۲- استفاده جهت آموزش به مشاوران خانواده و ازدواج.

 

۳- استفاده در مراکز خدمات بهداشت روانی.

۱-۳ – اهداف پژوهش

 

۱- تعیین میزان تاثیر آموزش غنی‌سازی بر تعهد زناشویی زنان شهرستان نجف آباد.

 

۲- تعیین میزان تاثیر آموزش غنی‌سازی بر ابعاد تعهد زناشویی(تعهد اخلاقی، تعهد شخصی و تعهد ساختاری) زنان شهرستان نجف آباد.

 

۲- تعیین میزان تاثیر آموزش غنی‌سازی بر تاب‌آوری زنان شهرستان نجف آباد.

 

۱-۴- فرضیه‌های پژوهش

 

۱- آموزش غنی‌سازی زوجین بر میزان تعهد زناشویی زنان نجف‌آباد مؤثر است.

 

۲- آموزش غنی‌سازی زوجین بر ابعاد تعهد زناشویی زنان نجف‌آباد مؤثر است.

 

۳- آموزش غنی‌سازی زوجین بر میزان تاب‌آوری زنان نجف‌آباد مؤثر است.

 

۱-۵- تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:07:00 ب.ظ ]




 

۲۳-۲-۲- قصه گویی همراه با بازیگران:

 

قصه گویی که برای کودکان پیش دبستانی و دبستانی قصه می‌گوید، می‌تواند بعضی اوقات از خود بچه ها

 

در اجرای نقش‌ها کمک بگیرد. تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهد که کودک وقتی داستان را می‌خواند، علاقه مند است خود را با خصایص قهرمانان آن داستان، همانند کند. در بازی‌های نمایش، کودک تجربه شخصی دیگری رابه صورت زنده تعبیر و تفسیر می‌کند زیرا وقتی این بچه های خردسال نمایش می‌دهند،

 

خود را با همان شخص یا حیوان احساس می‌کنند. تأثیرات آموزشی و تربیتی اجرای قصه توسط کودک به اختصار عبارت است از:

 

    1. ارتباط کودک با مضامین قصه، برقراری عاطفی با شخصیت های آن و تأثیر پذیری از حالات و رفتارها به ویژه در موضع اجرا درکی عمیق تر و رابطه ای کامل تر با این عوامل به وجود می‌آید.

 

    1. پیشرفت در برقراری ارتباط با دیگران و تأثیرگذاری بر آنان که می‌تواند به دنبال اجرای قصه در حضور دیگران حاصل گردد.

 

    1. تقویت روحیه تعاون و حس همکاری در کودکان که منجر به ابراز محبت متقابل آن ها می شود

 

  1. تقوبت قدرت درک و بیان در کودک(میرزابیگی،۱۳۷۳،ص۱۲۸).

۲۴-۲-۲ قصه گویی و برنامۀ آموزشی:

 

آموزگاری که تمرین قصه گویی می‌کند می‌داند که این هنر در پیش برد برنامه ای آموزشی دوره ابتدایی

 

کاربرد واقعی و علمی دارد. او با شیوه قصه گویی به مثابۀ روشی مهم برای پیش برد و غنای آموزش زیباشناسی به کودکان آشناست. از اهمیتی که این هنر برای کمک کردن به پیشرفت و گسترش خلاقیت در کودکان دارد، قصه گویی ادبیات شفاهی است. ادبیاتی که با برداشت های کودکان از ادبیات متفاوت است. با این همه مانند شکلی ادبی دارای دارای اعتبار است. اگر قصه گویی بخشی از برنامۀ منظم دانش آموزان دورۀ ابتدایی نباشد، برنامۀ آموزش ادبیات آن ها ناقص خواهد بود. معلم قصه گو می‌داند که امکان ندارد کودکان تجربه ای را که از راه قصه گویی می‌توانند در زمینۀ پیشرفت زبان آموزی به دست آورند با شیوۀ دیگری کسب کنند. قصه گویی برای کودکان فرصت تجربه کردن زبان را فراهم می آورد، زبانی که می توان با آن در سطحی فراتر از کاربردهای روزانه، ایجاد ارتباط کرد. قصه گویی خوب، قادر است در کلاس خود غنی ترین تجربه های را که کودکان می‌توانند در زمینۀ آموزش زبان به دست آورند، ارائه کند. اینکه کلمه های زنده می‌توانند آفریینندۀ جهان باشند، مسائلی مطرح و حل کنند، بر روی احسات تأثیر بگذارند، تصوراتی را خلق کنند و شادی آفرین باشند، برای قصه گویی به عنوان یک بخش ضروری از برنامه های آموزشی زبان، در مدرسۀ ابتدایی امتیازی به حساب می‌آیند. ارزش قصه گویی مانند شکلی ادبی در درس ادبیات به آسانی قابل تشخیص است، همچنین قصه گویی را می توان به عنوان راهی برای گسترش رشد زبان، از طریق تماس متقابل با قصه گو و با قصه به شمار آورد، با این همه، این شکل هنری، هنوز به عنوان یکی از راه های ممکن برای تقویت سایر زمینه‌های برنامۀ درسی در نظر گرفته نمی شود. اگر آموزگار از هنر قصه گویی در بسیاری از زمینه‌های برنامۀ خود آن طور که باید استفاده نکنند فرصت بزرگی را از دست داده است. همان بالا بردن مهارت گوش کردن که از طریق قصه گویی انجام می‌گیرد به تنهایی کافی است که موضع قصه گویی را به صورت شکلی از هنر در برنامه درسی مستحکم کند(چمبرز،۱۳۸۵،ص۴۹).

 

باکمک گرفتن از روش قصه گویی میتوان تغییرات شگرفی ‌در زمینه یادگیری، سوادآموزی وخلاقیت کودکان ‌ایجاد کرد(ریموند،۲۰۰۸).

 

قصه و داستان علاوه براینکه که فی النفسه مورد توجه است از آنجا که محور اصلی برنامه های متنوع دیگر چون نمایش و فیلم های داستانی راتشکیل می‌دهد، می‌تواند از اهمیت بیشتر بر خوردار باشد، زیرا موفقیت در ارائه مضامین، پیامها، به وسیله فیلم های داستانی، سینمایی و نمایش به طور عمده در گرو قدرت تکنیکی و تناسب محتوایی قصه آن می‌باشد از این رو لازم است این قالب هنری وسیله مؤثر در زمینه‌های آموزشی، پرورشی و بهداشت روانی، هرچه بیشتر و مناسب تر مورد استفاده قرارگیرد. اگر مربی به فنون این مسئله نیز آگاه باشد و بتواند چون داستان گویی متبحر ذهن و احساس کودک را در کلمات خود بگیرد، در این صورت دانش آموزان تصویر ذهنی به حالت کلیپ مانندی برای خودشان می‌سازند که خاص آن‌هاست و همین امر موجب می‌شود تا وی تمام موارد کلی را در ذهن ثبت نماید،‌ مانند فیلمی که چند سال پیش دیده و هنوز در خاطر خود آن را به یاد دارد. در اکثر دروس می‌توان از شیوه داستان گویی بهره گرفت. در دروسی مانند: تاریخ و جغرافیا، ادبیات، اجتماعی، حرفه وفن و … از این شیوه در جهت ایجاد علاقه و یادگیری سریع بهره جست. به عنوان مثال: در تدریس هنر می‌توان با بهره گرفتن از این شیوه، هم به فعال کردن این قسمت از وجود دانش آموز کمک کرد و هم این که، نتیجه و بازخورد بهتری گرفت(مهاجری،۱۳۸۸،ص۲۰).

۲۵-۲-۲- زمینه‌های دیگر برنامۀ آموزشی:

 

دربسیاری از درسهای دیگر برنامه دورۀ ابتدایی نیز می توان مانند درس علوم اجتماعی با استفاده کردن از هنر قصه گویی غنای بیشتری به وجود آورد. زندگی دانشمندان معروف و اینکه چگونه در جهت اکتشاف های بزرگ خود گام برداشته اند، یا داستان‌های از دوران کودکی آن ها می‌تواند که بسیاری از برنامه های علوم در مدارس ابتدایی فاقد آن است تأمین کند. داستانهایی دربارۀ آهنگ سازان و هنرمندان بزرگ می‌تواند برای

 

کودکان نوعی رابطۀ شخصی با این استادان به حساب آید و این آمیزش می‌تواند بر آمادگی کودکان برای

 

یادگیری و شناخت بیشتر کارهای این هنرمندان بیفزاید و این درمورد نمایشنامه های بزرگ که برای کسب

 

بینشهای ارزشمند و آگاهی های ارزنده فرصت خوبی به شمار می‌آید نیز صادق است. داستان های که دربارۀ روزهای تعطیل نوشته شده است برای قصه گو و شنوندگان او شادی مخصوصی به وجود می آورد. این قصه ها دارای بعد ارزشمندی از میراث فرهنگی است. شنیدن داستانهایی که از تعطیلات است، اینکه این تعطیلات منطقه ای یا ملی و مذهبی یا فرهنگی باشد پدیدآورندۀ لحظه های لذت بردن ویادگیری است. هنر قصه گو، با تقویت زمینه‌های متنوع برنامۀ درسی می‌تواند به کار تدریس بعد تازه ای ببخشد. این هنر

 

بسیار بارور و هیجان انگیز در یادگیری برساند. قصه گویی به عنوان یک روش تربیتی همواره به وسیلۀ بزرگترین آموزگاران جهان مورد استفاده قرار گرفته است. مسیح خود این روش را به کار می‌برد و افلاطون و کنفسیوس و فیلسوفان دیگر و آموزگاران بزرگ نیز از آن استفاده می‌کردند. قصه گویی یک روش آموزشی است که تنها به گذشته، تعلق ندارد؛ بلکه امروز نیز به کار آموزگاران می‌آید. آموزگار امروز که از

 

این روش به عنوان ابزاری برای تدریس استفاده می‌کند، در واقع روشی کهن را به کار گرفته است. اما روشی است که هنوز هم تازگی خود را حفظ ‌کرده‌است. روش تدریسی که این آموزگار به کار می‌گیرد روشی است که از بوتۀ آزمایش زمان سربلند بیرون آمده است(جمبرز،۱۳۸۵،ص۵۲-۵۳).

 

۱-۳-۲- تعاریف هوش:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




 

مدیریت استراتژیک

 

مدیریت استراتژیک تصمیمات و فعالیت‌های یکپارچه در جهت توسعه استراتژی‌های مؤثر، اجرا و کنترل نتایج آن ها‌ است .‌بنابرین‏ مدیریت استراتژیک فعالیت‌های مربوط به بررسی ، ارزشیابی و انتخاب استراتژی‌ها ، اتخاذ هر گونه تدابیر درون و بیرون سازمانی برای اجرای این استراتژی‌ها و در نهایت کنترل فعالیت‌های انجام‌شده را در برمی‌گیرد.

 

صاحب‌نظران تعاریف متعددی از مدیریت استراتژیک مطرح نمودند که در زیر به بعضی از آن ها اشاره می شود. همه آن ها در این موضوع اشتراک دارند که مدیریت استراتژیک با تدوین (برنامه ریزی با انتخاب), اجرا و ارزیابی (و یا کنترل) استراتژی سر و کار دارد.

 

    1. هنر و علم تدوین, اجرا و ‌ارزیابی استراتژی (دیوید, ترجمه پارساییان ‌و اعرابی, ۱۳۸۰: ۱۲۴)

 

    1. بررسی محیطی, تدوین استراتژی, اجرای استراتژی, ارزیابی و کنترل (هانگر وویلن, ترجمه اعرابی و ایزدی,۱۳۸۱: ۱۵)

 

    1. تصمیم گیری ‌در مورد جهت گیری آینده سازمان, انتخاب جهت گیری و اجرای آن در تصمیمات (پهلوانیان, ۱۳۸۵: ۴۹)

 

  1. پیش‌بینی نیاز به تغییر یا اصلاح استراتژی فعلی, تمهید و گزینش استراتژی مناسب, عملی ساختن یا اجرای استراتژی (رحمان سرشت, ۱۳۸۴: ۳۲)

 

ضرورت‌های استفاده از مدیریت استراتژیک

 

با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیک می‌توان به ضرورت استفاده از آن پی برد . با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی ، لزوم به کارگیری برنامه‌ای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیش از گذشته ملموس می‌شود . این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیک نیست . مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا ، آینده‌نگر ، جامع‌نگر و اقتضایی راه حل بسیاری از مسائل سازمان‌های امروزی است . پایه های مدیریت استراتژیک بر اساس میزان درکی است که مدیران از شرکت‌های رقیب ، بازارها ، قیمت‌ها ، عرضه‌کنندگان مواد اولیه ، توزیع‌کنندگان ، دولت‌ها ، بستانکاران ، سهام‌داران و مشتریانی که در سراسر دنیا پراکنده‌اند ، دارند و این عوامل ، تعیین‌کنندگان موفقیت تجاری در دنیای امروز است . پس یکی از مهمترین ابزارهایی که سازمان‌ها برای حصول موفقیت در آینده می‌توانند از آن بهره گیرند مدیریت استراتژیک خواهد بود .

 

مزایای به کارگیری مدیریت استراتژیک

 

مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می‌دهد که به شیوه‌ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند . این شیوه مدیریت باعث می‌شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت‌هایش به گونه‌ای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه اینکه تنها در برابر کنش‌ها ، واکنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد .از نظر تاریخی ، مزیت اصلی مدیریت استراتژیک این بوده است که به سازمان کمک می‌کند تا از مجرای استفاده نمودن از روش منظم‌تر ، معقول‌تر و منطقی‌تر راه‌ها یا گزینه‌های استراتژیک را انتخاب نماید و بدین گونه استراتژی‌های بهتری را تدوین نماید . تردیدی نیست که این یکی از منافع اصلی مدیریت استراتژیک است ولی نتیجه تحقیقات کنونی نشان می‌دهد که این فرایند می‌تواند در مدیریت استراتژی‌ها نقش مهم‌تری ایفا کند . مدیران و کارکنان از طریق درگیر شدن در این فرایند خود را متعهد به حمایت از سازمان می‌نمایند . یکی دیگر از مهمترین منافع مدیریت استراتژیک این است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان می‌شود . یکی از منافع بزرگ مدیریت استراتژیک این است که موجب فرصتی می‌شود تا به کارکنان تفویض اختیار شود . تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می‌شوند در فرایندهای تصمیم‌گیری مشارکت کنند ، خلاقیت ، نوآوری و خیال‌پردازی را تمرین نمایند و بدین گونه اثربخشی آنان افزایش خواهد یافت .

 

فرایند مدیریت استراتژیک

 

فرایند مدیریت استراتژیک را می‌توان به چهار مرحله تقسیم نمود:

 

    1. تحلیل وضعیت

 

    1. تدوین استراتژی

 

    1. اجرای استراتژی

 

  1. ارزیابی استراتژی

تجزیه و تحلیل عوامل داخلی

 

    1. نقاط قوت

 

  1. نقاط ضعف

اجرای استراتژیک

 

ارزیابی و بازنگری استراتژی

 

تعیین استراتژی مطلوب

 

تغییر در استراتژی موجود

 

شناخت وضع موجود

 

اهداف

 

تجزیه و تحلیل عوامل خارجی:

 

۳- فرصت ها

 

۴- تهدیدها

 

سیستم اطلاعاتی

 

سیستم اطلاعاتی

 

شکل ۴ فرایند مدیریت استراتژیک

 

۱-تحلیل وضعیت

 

۱-۱- اهداف بلندمدت ، مأموریت‌ سازمان (علت وجودی و اینکه چه هستیم) ، چشم‌انداز سازمان (چه می‌خواهیم باشیم).

 

۱-۲- تجزیه و تحلیل محیط داخلی و قابلیت‌های سازمان .

 

۱-۳- تجزیه و تحلیل محیط خارجی .

 

۲ – تدوین استراتژی

 

در تدوین استراتژی باید ابتدا مجموعه استراتژی‌های قابل استفاده را لیست کرده و سپس با بهره گرفتن از مدل‌های مختلفی که در بحث‌های مدیریت استراتژیک آمده است و با توجه به نتایج به دست آمده در تحلیل وضعیت که در مرحله اول آمده است استراتژی برتر را انتخاب می‌کنیم . در این مرحله باید مدیران میانی و حتی رده پایین سازمان را نیز مشارکت داد تا در آن ها ایجاد انگیزش کند .

 


۳- اجرای استراتژی

 

برای اجرای استراتژی‌ها باید از ابزار زیر بهره گرفت :
۳-۱- ساختار سازمانی متناسب با استراتژی‌ها .
۳-۲- هماهنگ ‌سازی مهارت‌ها ، منابع و توانمندی‌های سازمان در سطح اجرایی .
۳-۳- ایجاد فرهنگ سازمانی متناسب با استراتژی جدید سازمان.

 

اجرای موفقیت‌آمیز استراتژی به همکاری مدیران همه بخش‌ها و واحدهای وظیفه‌ای سازمان نیازمنداست .

 

۴- ارزیابی استراتژی

 

برای تعیین حدود دستیابی به هدف‌ها ، استراتژی اجرا شده باید مورد کنترل و نظارت قرار گیرد . ارزیابی استراتژی شامل سه فعالیت اصلی می‌شود:

 

۴-۱- بررسی مبانی اصلی استراتژی‌های شرکت.

 

۴-۲- مقایسه نتیجه های موردانتظار با نتیجه های واقعی.

 

۴-۳- انجام دادن اقدامات اصلاحی به منظور اطمینان یافتن از اینکه عملکردها با برنامه های پیش‌بینی شده

 

مطابقت دارند.

 

اطلاعاتی که از فرایند ارزیابی استراتژی به‌ دست می‌آید باید به گونه‌ای باشد که عملیات و اقدامات را تسهیل نماید و باید کسانی یا واحدهایی را معرفی نماید که نیاز به اصلاح دارند .

 

سطوح مدیریت استراتژیک

 

فرایند مدیریت استراتژیک دارای سه سطح است. بدین معنی که در سازمان های مادر تخصصی یا شرکت هایی که دارای چند کسب و کار هستند, استراتژی ها در سه سطح از سازمان تعیین می شود, در سازمان هایی که کوچک بوده و از ساختار تخت تری برخوردارند, ممکن است در دو سطح تعیین شوند معمولا سطح کل سازمان و سطح واحدهای کسب و کار یکی است. سطوح سه گانه مدیریت استراتژیک عبارتند از:

 

    • سطح کل سازمان: هدف از تدیون استراتژی در این سطح, هدایت کل مجموعه و تخصیص بهینه منابع در آن است. در واقع جهت حرکت کل گروه سازمانی در این سطح مشخص می شود و اهداف و مقاصد عمومی به منظور نیل به آن ها تعیین می‌شوند. استراتژی های این سطح را استراتژی های کل شرکت می‌نامند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:04:00 ب.ظ ]




آلکسی تایمیا تیپ I : به وسیله هیجان پذیری پایین و خیال پردازی ضعیف در ترکیب با شناخت‌های ضعیف همراه با هیجان‌ها توصیف می‌شود.

 

آلکسی تایمیا تیپ II : با هیجان پذیری پایین و توام با شناخت‌های ضعیف به همراه هیجانات مشخص می‌شود.

 

آلکسی تایمیا تیپ III : بر عکس آلکسی تایمیا تیپ II، هیجان پذیری پایین و تخیل ضعیف اما با شناخت‌های خوب رشد یافته به همراه هیجانات مشخص می‌شود.

 

لکسی تایمیا : با هیجان پذیری بالا و خیال پردازی غنی توام با شناختهای خوب توسعه یافته به همراه هیجانات توصیف می‌شود.

 

گروه پنجم : که گروه بهنجار یا مودال نامیده می‌شود، آن ها نمرات نرمال و متوسطی هم در بعد شناختی و هم در بعد عاطفی به دست می‌آورند.

 

گروه ششم : که هیچ یک از ملاک‌های ۵ تیپ فوق را ندارد و به عنوان افراد با پروفایل(مخلوط/متناقص) نام گذاری می‌شوند (برموند[۵۲] و همکاران ، ۲۰۰۶).

 

در ادامه به طور خلاصه به شرح انواع آلکسی تایمیا می‌پردازیم:

 

آلکسی تایمیا تیپ I

 

خودبسندگی ( رضایت از خود و بی علاقه گی به دیگران و مشکلات آن ها) و خجالت ( احساس کم رویی و داشتن دشواری در ارتباط با دیگران) تیپ I را پیش‌بینی می‌کند.

 

ویژگی مهم تیپ I آلکسی تایمیا، شامل انزوا از روابط اجتماعی و دامنه محدودی از ابراز هیجانات در شرایط بین فردی می‌باشد که به وسیله فقدان همدلی و اجتماعی بودن ایجاد می‌شود.

 

آلکسی تایمیا تیپ I هیچ نوع رابطه ای با شکایت کردن و نشانه های اختلالات روان شناختی ندارد، همچنین با اضطراب ناتوان کننده و یا عزت نفس پایین ارتباط ندارد، اما افراد دارای تیپ I حالت تدافعی دارند، هیجانات نامعقول (مانند ترس از اینکه شکست بخورند)، یا صفات شخصیتی که قابل قبول نیست را به دیگران نسبت می‌دهند ( فرافکنی). وقتی آن ها در تجربه ی رویدادهای زندگی شکست می‌خورند، این شکست را متوجه دیگران کرده و دیگران را برای مسائل شخصی خودشان مقصر می‌دانند، که می‌تواند واکنشی در برابر کنترل و یا دخالت بیش از حد دیگران باشد (ویلیامز[۵۳]، ۱۹۹۴). افراد تیپ I مانند اشخاص اسکیزوئیدی احساس انزجار نسبت به معاشرت دارند و این عقیده را دارند که دیگران آن ها را در روابط درگیر می‌کنند و از این راه هویت و فردیت آن ها را از بین می‌برند.

 

افراد با تیپ I از نظر عاطفی سرد و از نظر اجتماعی و هیجانی بی کفایت‌اند، آن ها به وسیله ی افکار شکست احساس آزار نمی‌کنند و از یک آمادگی منطقی برای زندگی برخوردارند که می‌تواند در بسیاری از مشاغل یعنی در جایی که تفکر منطقی بدون دخالت هیجانی یک امتیاز باشد مفید باشد، اما در روابط شخصی و صمیمانه رفتار سرد عاطفی و هیجانی آن ها باعث مشکلات بین فردی می‌شود. این افراد به علت فقدان هیجان پذیری، احتمالا دچار خستگی روحی یا هیجانی نمی‌شوند، علاوه بر این به علت فقدان خیال پردازی برای مشاغل هنرهای اجرایی یا مشاغلی که در آن ها خلاقیت و ابراز هیجان ضروری است ناشایست تلقی می‌شوند.

 

همان‌ طور که ذکر شد پروفایل آلکسی تایمیا تیپ I شباهت قابل ملاحظه ای با ویژگی‌های سبک شخصیتی اسکیزوئیدی نشان می‌دهد، این افراد دارای سبکی انفرادی با نیاز محدود به دوستی، رفاقت و حمایت اجتماعی توصیف می‌شوند که به عنوان مشاهده گران بی طرف به ندرت درباره ی چیزی نگران و هیجان زده می‌شوند. ‌بنابرین‏ در محل کار خود عملکرد خوبی دارند اما نمی‌توانند به صورت تیمی‌کار کنند. (اولدهام[۵۴] و موریس[۵۵]، ۱۹۹۵). میلون و همکاران[۵۶] (۲۰۰۱) نیز الگویی مشابه از ویژگی‌های ذکر شده را درون دامنه طبیعی به ‌عنوان سبک انزوایی معرفی کرده‌اند. این افراد آرام هستند و کاری به کسی ندارند، منظم اند و به اصطلاح در پشت صحنه کار می‌کنند و راضی برای ماندن در زمینه اند، این در حالی است که دیگران آن ها را به عنوان افرادی بدون انگیزه و سرزندگی(نیرومندی) تلقی می‌کنند

 

آلکسی تایمیا تیپ II

 

بی کفایتی شخصی و بی کفایتی اجتماعی، تیپ II آلکسی تایمیا را پیش‌بینی می‌کند. بی کفایتی ‌به این معنا است که شخص احساس تنش، افسردگی و ناپایداری می‌کند فرد با آلکسی تایمیا تیپ II، از ناپایداری هیجانی ( روان رنجورخویی) رنج می‌برد. بی کفایتی اجتماعی بدین معنا است که شخص در برخورد با دیگران احساس خجالت و کم رویی می‌کند.

 

این افراد سطوح بالایی از شکایات را در پرسشنامه scL90 (پرسشنامه ای که سبک زندگی افراد را مورد ارزیابی قرار می‌دهد) گزارش می‌کنند. مضطرب و دارای فوبی مکان‌های باز، بسته و افسرده هستند و شکایات جسمانی مبهم و مشکلات خواب را گزارش می‌کنند

 

افراد تیپ II آلکسی تایمیا نسبت به همه انواع آلکسی تایمیا، در برابر استرس مقاومت کمتری دارند، و از مشکلات روان پزشکی و روان تنی، رنج می‌برند و یک ساختار شخصیتی روان رنجورخویی را نشان می‌دهند. آن ها به سرعت تعادل خود را از دست داده و به آسانی در شرایط استرس زا، قربانی اضطراب ناتوان کننده می‌شوند در حالی که سطح اضطراب تسهیل کننده پایین باقی می‌ماند.

 

افراد تیپ II مضطرب هستند و از انجام اشتباه می‌ترسند آن ها برای بی کفایتی‌ها خودشان را سرزنش می‌کنند و رویا رویی ناسازگارانه نشان می‌دهند و نشانه های افسردگی در آن ها نادر نیست.

 

بین نیمرخ آلکسی تایمیا تیپ II و سبک شخصیت مرزی ارتباط وجود دارد، افراد سبک مرزی تمایل دارند از لحاظ هیجانی شدید باشند، اما گهگاهی واکنش بیش از حد از خود نشان می‌دهند و نمایشی می‌شوند (میلون و همکاران، ۲۰۰۱). بعلاوه آن ها نگرش بد گمانی را اتخاذ می‌کنند و تا حدی نگرش پارانوئیدی نسبت به دیگران دارند که بیانگر آن است که آن ها در کنار آمدن مشکل دارند و در تفکر و عمل کردن احساس بی کفایتی می‌کنند. فرد دارای تیپ II، در شرایطی که تحت فشار قرار می‌گیرد، به علت افکار شکست، پیشرفت نامناسبی را نشان می‌دهد. از لحاظ دفاعی او از مکانیزم برگشت به سوی خود استفاده می‌کند. این افراد زمانی که مشکلات یا شکست هایی را تجربه می‌کنند خود را سرزنش می‌کنند. از لحاظ رویارویی آن ها تمایل به اجتناب از مشکلات یا واکنش نشان دادن به صورت افسردگی در برابر مشکلات را دارند. افرادتیپ II دارای خود پنداره پایین هستند نمرات پایین مقیاس LSQ (پرسشنامه سبک زندگی) آن ها نشان می‌دهد که قادر به داشتن احساس تعلق به دیگران نیستند. عزت نفس آن ها پایین است و احساس بی کفایتی می‌کنند. افراد دارای تیپ II، سبک‌های رویارویی و کنار آمدن ضعیفی دارند، آن ها انتظار دارند که میزان کنترلی بر موفقیت نداشته باشند. سایر عواملی که به طور غیر مستقیم به پیدایش شخصیت مرزی کمک می‌کند شامل ایده های فرهنگی و بد رفتاری جنسی بویژه ‌در مورد زنان است و این عقیده نیز با این یافته که افراد تیپ II اغلب در زنانی دیده شده که در کودکی مورد بد رفتاری جنسی قرار گرفته اند، همخوان است ( برموند، ۲۰۰۸).

 

آلکسی تایمیا تیپ III

 

برعکس تیپ II، آلکسی تایمیا تیپ III به وسیله ی با کفایتی و کفایت اجتماعی پیش‌بینی می‌شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:33:00 ب.ظ ]




مسئله ۲- سیاست کیفری ایران در قبال صیانت از انتقال انرژی چگونه سازماندهی شده است؟

 

فرضیه ­های تحقیق

 

فرضیه ۱- بدیهی است که قانون گذار صرفاً به تحقق خارجی بزه توجه ندارند، بلکه در هر شرایطی یکی از اصولی ترین ارکان وجود بزه را، وجود عنصر ” قصد و نیت یا عنصر معنوی ” می‌داند، لذا در ابتدای هر ماده قانونی که به بیان مجازات و عقوبت می پردازند به ذکر کلماتی که حکایت از نیت مرتکب باشد از قبیل ” هرکس عمداً، عالماً، هر کس به عمد و بدون ضرورت ” اشاره می نمایند که بیانگر توجه قانون گذار ‌به این رکن مهم است.

 

با این وجود عنصر معنوی که یک امر ذهنی و درونی است، به قاضی واگذار شده و سه حالت بر آن مترتب است تا چنانچه قاضی رسیدگی کننده به هر یک از این حالات علم و یقین حاصل نماید به تناسب امر، نوع برخورد وی متفاوت گردد.

 

      • فقدان قصد اضرار به منابع

     

      • تجاوز به منابع بدون قصد اخلال و مقابله

     

    • تجاوز به منابع به منظور اخلال، مقابله و محاربه با نظام

اثبات سوء نیت و عنصر معنوی جرم در حد عمومی بودن جرم و صرفاً قصد ورود خسارت به اموال دولتی است نه قصد براندازی.

 

فرضیه ۲: علاوه بر ماده ۶۶۰ قانون مجازات اسلامی و مواد ۶۷۵ و ۶۷۷، قانون تعزیرات در فصل بیست و یکم در مبحث سرقت دارای قواعد جدیدی است و با تصریح به برخی جرائم مرتبط با سرقت، به طور خاص نیز به جرم سرقت تأسیسات آب و برق وغیره اشاره نموده است. ماده ۶۵۹ اشعار می‌دارد: “هر کس وسایل و متعلقات مربوط به تأسیسات مورد استفاده عمومی را که به هزینه دولت یا سرمایه دولت یا سرمایه مشترک دولت با بخش غیردولتی یا به وسیله نهادها و سازمان­ های عمومی غیر دولتی یا مؤسسات خیریه ایجاد شده مانند تأسیسات بهره برداری آب، برق و گاز و غیره سرقت نماید، به حبس از یک تا پنج سال محکوم می شود و چنانچه مرتکب از کارکنان سازمان­ های مربوطه باشد، به حداکثر مجازات مقرر محکوم خواهد شد.”

 

در هر حال با بررسی و تطبیق موارد مندرج در مواد قوانین جزایی عمومی که شامل (قانون مجازات عمومی، تعزیرات) می‌باشند، درمی یابیم که قانون گذار با دیدگاهی فراگیر سعی در اصلاح و تکمیل قوانین جزایی سابق الصدور داشته و توسعه حیطه­ جرائم فوق تا حدی که بخش وسیعی از اعمال خرابکارانه نسبت به تأسیسات و منابع را در برگیرد، مدنظر قرار داده است.

 

۴٫ روش تحقیق

 

روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. در این تحقیق سعی شده است تا به تعریف جرایم علیه انرژی و شناخت ارکان تشکیل دهنده این جرایم و علل ارتکاب این پدیده نا هنجار و تاثیرات مخرب آن پرداخته شود. در این راستا به کتب و مقالات مختلف به ویژه مقالات علمی و پژوهشی در زمینه انرژی، علوم اقتصادی و حقوقی مربوط به موضوع رجوع شده و در نهایت با بهره گرفتن از این نظریات و داده ­های جمع‌ آوری شده به شناخت ابعاد مسئله پرداخته شده است.

۵٫ هدف تحقیق

 

هدف از انجام این تحقیق آن است که راهکارهایی برای پیشگیری از اخلال در تأسیسات عمومی و صنایع مرتبط ایجاد شود که پیش شرط آن فرهنگ سازی این موضوع به عنوان یک پدیده ناهنجار و ضد ارزش در جامعه از طریق رسانه­های گروهی ‌می‌باشد. همچنین ابزار کیفری باید به عنوان آخرین اهرم در نظر گرفته شود. قانون بدون ضمانت اجرا نمی­تواند اهداف قانون گذار را اعمال کند و عدالت اجرایی باید مد نظر نظام کیفری قرار گیرد.

۶٫ پیشینه تحقیق

 

امروزه انرژی یک عنصر کلیدی در اقتصاد مدرن به حساب می ­آید. هر روز مسایل حقوقی گوناگونی در رابطه با قراردادها و معاملات راجع به آب، برق، نفت وگاز در ایران مطرح می شود و حقوق نفت و گاز یکی از پیچیده ترین بخش­های حقوق ایران است که سرمایه گذاران داخلی و خارجی از طریق آن مشارکت و فعالیت اقتصادی خود را در ایران بنا می نهند. ایران با ذخایری غنی از سوخت­های فسیلی، درصد بالایی از انرژی مورد نیاز خود را از این ذخایر تامین می­ کند، اما محدود و تجدید ناپذیر بودن این ذخایر، به کارگیری و پرداختن به انرژی­های نو مانند انرژی اتمی، الکترسیته و انرژی بادی را منطقا توجیه می­ کند. به نکته­ی فوق باید سهولت به کارگیری و پاک بودن غالب انرژی­های نو را هم افزود. با افزایش چشمگیر و روز افزون نیاز به انرژی در سطوح داخلی و بین‌المللی، گسترش روابط تجاری و حقوقی در این رابطه، افزایش نقش انرژی­های نو در پاسخ به قسمتی از تقاضای رو به گسترش انرژی، حقوق انرژی از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار می­گردد.

 

قبل از انقلاب قانون گذار مواد پراکنده­ای را به حمایت از برق و آب اختصاص داده بود. قانون مجازات اخلال گران در تأسیسات آب و برق و گاز و مخابرات کشور مصوب ۱۲/۱۰/۵۱ مجازات حبس از سه تا ده سال را برای مرتکب جرائم تخریب یا ایجاد حریق یا از کار انداختن یا هر نوع خرابکاری دیگر، در نظر گرفته بود و حتی در مواردی که این جرائم منجر به مرگ شخصی شود، مجازات اعدام پیش‌بینی شده بود.

 

شورای انقلاب در سال ۵۹ لایحه قانونی رفع تجاوز از تأسیسات آب و برق کشور را در ۱۰ ماده به تصویب رساند که مطابق این قانون چنانچه کسی بدون حق انشعاب از برق استفاده می­کرد و یا اینکه حق انشعاب را پرداخت کرده ولی بدون اخذ انشعاب مبادرت به استفاده از برق کند، مصداق استفاده غیرمجاز شده و یا چنانچه در تأسیسات آب و برق مداخله کند، به پرداخت مبلغ بیست تا پنجاه هزار ریال جزای نقدی و رفع تجاوز و اعاده وضع سابق محکوم می شود و در صورت تکرار این عمل علاوه بر رفع تجاوز و اعاده وضع سابق به حبس جنحه ای از ۶۱ روز تا ۶ ماه و در هر حال به جبران خسارات وارده محکوم خواهد شد.

 

در ادامه مقرر داشته است که چنانچه عمل مرتکب بر طبق قوانین دیگر مشمول مجازات بیشتری باشد، به مجازات اشد محکوم می شود. در قانون مجازات اسلامی نیز، موادی پراکنده ‌در مورد سرقت تأسیسات مورد استفاده عمومی و استفاده غیر مجاز از انرژی و همچنین تخریب و از کار انداختن آن ها مد نظر قرار گرفته است که قانون گذار مجازات شدیدتری را برای اخلالگران در امنیت جامعه و حکومت اسلامی پیش‌بینی نموده است.

 

۷٫ ساماندهی تحقیق

 

تحقیق حاضر شامل سه فصل است.

 

      • فصل اول که شامل کلیات تحقیق است که در برگیرنده چند مبحث ‌می‌باشد: که به ترتیب واژه شناسی، سیر تقنینی موضوع و نقش و اهمیت انرژی در زندگی مورد بررسی قرار ‌می‌گیرد.

     

      • فصل دوم به تحلیل حقوقی جرایم مرتبط با انرژی و عناصر تشکیل دهنده آن می ­پردازد.

     

    • فصل سوم علل و عوامل این بزه و تاثیرات مخرب آن متذکر می­ شود.

 

فصل اول

 

کلیات

 

در این فصل ابتدا جهت تبیین و شناخت بیشتر و دقیق موضوع به واژه شناسی پرداخته، سپس سیر تاریخی این موضوع در قوانین مختلف و نقش انرژی در زندگی بشر مورد بررسی قرار ‌می‌گیرد.

 

مبحث اول: واژه شناسی

 

جهت شناخت موضوع ضروری ست، واژگانی از نظر لغوی و اصطلاحی مورد بررسی قرار گیرد.

 

گفتار اول: انرژی

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 11:16:00 ق.ظ ]




 

۲-۴. مفهوم ارزیابی عملکرد مالی

 

سنجش از میزان موفقیت یا عدم موفقیت هر فعالیتی دارای ارزش بازخوردی و بازنگری خیلی با اهمیتی است مبنی بر اینکه؛ ارزش بازخوردی مربوط به ارزیابی تصمیمات اتخاذ شده گذشته و ارزش بازنگری مربوط به ارزیابی تصمیمات در حال اتخاذ است. سنجش موفقیت یا عدم موفقیت فعالیت­های یک شرکت در قالب اصطلاح “ارزیابی عملکرد”در دو حیطه مالی و غیر مالی تعریف وشاخه­بندی می­ شود. در حیطه عملکرد مالی شاخص­ های مالی و در حیطه عملکرد غیرمالی شاخص­ های غیر مالی (شاخص­ های تولیدی، شاخص­ های بازاریابی، شاخص­ های اداری و… (مهرانی و رسائیان ۱۳۸۸: ۹۴) مورد استفاده قرار می­ گیرند.

 

در حیطه مالی منظور از سنجش عملکرد شرکت­ها ارزیابی کلی از وضعیت مالی و نتایج عملیات ،به منظور اخذ تصمیمات منطقی است(طالب نیا و حسین پور ۱۳۸۹: ۲۵) که به عنوان نیاز مشترک همه استفاده­کنندگان از صورت‌های مالی مورد توجه است.البته ‌به این مفهوم که هریک از استفاده­کنندگان­در تجزیه و تحلیل­های خود از صورت‌های مالی شرکت‌ها عملکرد مالی آن ها را از طریق معیارهای ارزیابی عملکرد مالی مورد سنجش قرار داده و سپس با نتایج برآمده از آن تصمیم ­گیری­های نهایی خود را انجام می­ دهند.

 

۲-۵. انواع معیارهای ارزیابی عملکرد مالی

 

با توجه به اینکه سود حسابداری که با بهره گرفتن از سیستم تعهدی تهیه می­ شود،از نظر بسیاری از استفاده­کنندگان از صورت­های مالی ،ابزاری برای سنجش عملکرد شرکت­ها محسوب می­ شود (طالب نیا و حسین پور ۱۳۸۹: ۲۵)اما این سنجش و ارزیابی عملکرد

 

می بایست از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار گیرد که در این رابطه تحلیل­گران مالی جهت نظم بخشیدن به نیازه ای مختلف استفاده کنندگان در رابطه با مفهوم ارزیابی کلی از وضعیت مالی ونتایج عملیات به محاسبه تعدادی از نسبت­های مالی می پردازند که این نسبت­ها به نوعی نکات قوّت و ضعف شرکت‌ها را خلاصه ‌می‌کنند(برِلی و مِیِر[۳۰] ۲۰۰۳: ۸۱۷)، که در مفهوم کلی این نسبت­های مالی محاسبه شده به همراه ارقام نهایی هریک از گزارش‌های مالی[۳۱] به عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد مالی شرکت‌ها[۳۲] محسوب می­شوند.

 

در یک دسته­بندی کلی، معیارهای ارزیابی عملکرد مالی به طور معمول در دوسته کلی اعم از معیارهای سنتی و معیارهای توسعه یافته نوظهور تقسیم می­شوند و از آنجا که معیارهای سنتی با تأکید بر سود حسابداری هستند به عنوان معیارهای حسابداری و معیارهای توسعه یافته نوظهور که با تأکید به سود اقتصادی هستند به عنوان معیارهای اقتصادی نام برده می­شوند

 

۲-۶. معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد مالی

 

معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد شامل مواردی از قبیل سود خالص شرکت و سایر ارقام از گزارش‌های مالی[۳۳] به همراه نسبت­های مالی محاسبه شده است، که این نسبت­های مالی با توجه به موضوعیت خود در پنج طبقه(لَشِر ۲۰۰۸: ۸۳). اعم از نسبت­های نقدینگی، نسبت­های مربوط به مدیریت دارایی­ ها، نسبت­های مربوط به مدیریت بدهی­ها، نسبت­های سودآوری و نسبت­های قیمت بازار تفکیک می­شوند.که در یک تعریف کوتاه به شرح زیر می‌باشند؛

 

۲-۶-۱. سود خالص[۳۴]

 

سود خالص به عنوان رقم انتهایی در صورت حساب سود وزیان، به عنوان معیاری از سودآوری شرکت در طی یک دوره محسوب می شود(برک و همکاران ۲۰۱۲: ۳۳) و نشان­دهنده مجموع درآمدها از حقوق صاحبان سهام یک شرکت[۳۵]است(۳۴) و به عنوان یکی از با اهمیت­ترین معیارهای ارزیابی عملکرد مالی مورد توجه بسیاری از استفاده­کنندگان است از این بابت که این رقم در محاسبه بسیاری از معیارهای ارزیابی عملکرد مالی استفاده می­ شود.

 

۲-۶-۲. نسبت­های نقدینگی[۳۶]

 

نسبت­های نقدینگی از جمله معیارهایی هستند که توانایی شرکت را در پرداخت بدهی­های کوتاه مدت ارزیابی ‌می‌کنند(دیلِن[۳۷] و همکاران ۲۰۱۳: ۳۹۷۰)، و از توجهات اصلی، وام دهندگان و تأمین کنندگانی بشمار می­رود یعنی کسانی که کالاها و خدمات را به صورت نسیه به شرکت ارائه می­نمایند(لَشِر ۲۰۰۸: ۸۳). از جمله این نسبت­ها می توان به نسبت جاری و نسبت آنی اشاره کرد.

 

۲-۶-۳. نسبت­های مربوط به مدیریت دارایی­ ها[۳۸]

 

این نسبت­ها بیان کننده بهره ­وری[۳۹] بنیادی یک شرکت هستند، که به وسیله آن آغاز فعالیت می­ کند(لَشِر ۲۰۰۸: ۸۴)،که به تعریفی میزان موفقیت یک شرکت در ایجاد درآمد از طریق دارایی­ های مصرفی، دریافت مطالبات و فروش سرمایه ­گذاری­ ارزیابی ‌می‌کنند(دیلِن و همکاران ۲۰۱۳: ۳۹۷۰). از جمله این نسبت­ها ‌می‌توان به متوسط دوره وصول مطالبات، گردش کالا، گردش دارایی ثابت و گردش مجموع دارایی­ ها اشاره کرد که مشتمل بر ترکیبی از اطلاعات ترازنامه و صورت سود و زیان هستند.

 

۲-۶-۴. نسبت­های مربوط به مدیریت بدهی­ها[۴۰]

 

این نسبت­ها نشان می­ دهند که یک شرکت چطور از وجوه نقد افراد جهت منافع خود استفاده می­ کند(لَشِر ۲۰۰۸: ۸۷). به بیان دیگر نشان­دهنده میزان بدهی(برِلی و همکاران ۲۰۰۱: ۱۳۵) و سنجشی از میزان اهرم مالی استفاده شده توسط شرکت هستند(۱۳۸). از جمله این نسبت­ها ‌می‌توان به نسبت بدهی، پوشش بهره، پوشش وجه نقد و پوشش مخارج ثابت اشاره کرد.

 

۲-۶-۵. نسبت­های سودآوری[۴۱]

 

نسبت­های سودآوری از مهمترین معیارهای اندازه ­گیری موفقیت شرکت در کسب سود هستند به نوعی که، این نسبت­ها میزان توانایی ایجاد سود یک شرکت را بر مبنای فروش، حقوق صاحبان سهام و دارایی­ های آن ارزیابی ‌می‌کنند(دیلِن و همکاران ۲۰۱۳: ۳۹۷۰). همچنین این نسبت­ها نشان­دهنده تأثیرات ترکیبی از نقدینگی، مدیریت دارایی­ ها و بدهی­ها روی نتایج عملیاتی هستند)اِرهارت و بیرگِم[۴۲] ۲۰۱۱: ۹۸( و از این جهت برای تمامی استفاده­کنندگان حائز اهمیت شایانی هستند. از جمله این نسبت­ها ‌می‌توان به نسبت بازده فروش، بازده دارایی،نسبت بازدهی ارزش ویژه( بازده حقوق صاحبان سهام ) اشاره کرد.

 

۲-۶-۷. نسبت­های قیمت بازار[۴۳]

 

این نسبت­ها یک راه اندازه ­گیری برای ارزش سهام یک شرکت نسبت به سهام دیگر شرکت‌ها است(اِرهارت و بیرگِم ۲۰۱۱: ۱۰۰). از آنجا که قیمت سهام منعکس کننده سودآوری شرکت، ریسک شرکت، کیفیت مدیریت و بسیاری از فاکتور­های دیگر است، ­‌می‌توان گفت این نسبت­ها شامل معیارهایی هستند که مبتنی بر ارزیابی­های متفاوت از اکثر جنبه­ های عملکردی یک شرکت است. از جمله این نسبت­ها ‌می‌توان به نسبت قیمت بازر هر سهم به سود هر سهم، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام(قیمت بازار هر سهم به ارزش دفتری هر سهم) ، بازده درآمدی هر سهم و قیمت بازار هر سهم اشاره کرد.

 

۲-۷. معیارهای اقتصادی، ارزیابی عملکرد مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 08:27:00 ق.ظ ]




 

عقیده بسیاری از متخصصین غذایی بر این استوار است که نخوردن غذا باعث بروز مشکلاتی مثل افسردگی ‌و هیجان می شود.زیراوقتی شماغذانمی خوریدباعث می شود که علاوه بر پایین آمدن قند خون،فلزات و غیر فلزات و املاح معدنی و آلی که مورد نیاز بدن است و بدن با بهره گرفتن از آن ها متابولیسم خود را تنظیم می‌کند در دسترس بدن قرار نگیرد. (فروزین،۱۳۷۸،۳۰)

 

هم چنین عادات نامناسب غذایی می‌تواند باعث افسردگی بشود.به عبارتی افسردگی می‌تواند بر اثر کمبود تغذیه ای و بر اثر بی اشتهایی تشدیدشود.حساسیت های غذایی می‌تواند با عملکرد شیمیایی مغز تداخل کند وخلق راتغییربدهد.افراد با خلق متغیر،خلقشان ‌بر اساس عادات غذایی نوسان می‌کند. (زیمرمن،۱۳۸۶،۲۰۴)

 

روشن به نظر می‌رسد که مواد غذایی،می‌تواند روی سیستم عصبی و سلول های ارتباطی مغز تاثیر مستقیمی داشته باشد.کارشناس افسردگی،سیمون.ان.یانگ از دپارتمان درمان بیماری های دماغی دانشگاه کانادا،می‌گوید، سطح پایین سروتونین مغز معادل علائم بیماری دماغی است.

 

به عنوان مثال،می توان آدم های سرخورده و افسرده را که اقدام به خود کشی نموده و یا افراد جانی که کشتن انسان های دیگر را یک عمل تهورآمیز (شجاعانه،بی باکانه)به حساب می آورند،ذکر کرد،که این گونه اعمال تند نتیجه ی پایین بودن سروتونین مغز می‌باشد.وارد کردن ماده سروتونین به داخل مغز و یا تحریک سروتونین به فعالیت بیشتر،گاهی اوقات منجر به ازبین رفتن افسردگی می گرددو به همین علت است که بعضی افراد افسرده اغلب به شیرینی پناه می‌برند. (کارپر، ۱۳۷۹،۴۰۰)

 

چگونه ویتامین ها و مواد معدنی در رفتار شما مؤثر هستند؟اولین کشف مستند علمی که ارتباط بیماری روانی را با رژیم غذایی مرتبط دانست،هنگامی بود که،دریافتند که بیماری افسردگی و دیوانگی مخصوص آن،با نیاسین قابل درمان است.بعدهامتوجه شدند که تجویزب کمپلکس،‌بهتر از نیاسین تنها،نتیجه می‌دهد.شواهد دائما رو به افزایشی وجود دارد که،اختلالات روانی علت بیوشیمیایی دارد وآزمایشات نشان می ‌دهند که با تغییر سطح ویتامین های بدن علائم بیماری های روانی رامی توان درشخص به وجودآورد یاازبین برد. (میندل،۱۳۷۲،۳۰۵)

 

بیماری افسردگی تقریبا تمام بدن را تحت تاثیر قرار می دهداز جمله :سیستم اعصاب،خلق،افکار،‌رفتار و تفکر یک فرد را.کمبود کدام مواد غذایی در ایجاد افسردگی نقش دارد؟پروتئین ها نقش مؤثری در فعالیت های سلولی دارندکه متأسفانه مصرف شان در میان مردم روز به روز در حال کم شدن است.ویتامین ث و ویتامین های گروه ب،ازجمله ویتامین های ضداسترس هستند که به خاطر گرایش به موادغذایی فاقد این ریزمغذی ها،امروزه ذخایر این مواد در بدن افراد کم شده و عوارض عصبی و افسردگی را به وجود آورده است.کمبود مواد معدنی مثل ید،منیزیم،آهن و روی هم با تأثیر منفی روی سیستم عصبی موجب کم طاقتی و افسردگی می شود. (www.salamat.ir)

 

بخش دوم : اضطـراب[۴۴]

 

بین اختلالات شخصیت با رفتارهای بزهکارانه رابطه وجود دارد.اختلالات شخصیتی در افراد بزهکار بیش از افراد عادی است.یکی از این اختلالات شخصیتی اضطراب است.جرم عکس العملی است علیه اضطراب.یکی از انواع اضطراب ها را می توان ناایمنی ذکر کرد مثلاً فرد در برخی از شرایط وجود دیگری را مخل ایمنی خود می‌داند و نگران از حضور این ناایمنی سعی می‌کند که از آن بگریزد و یا آن را از بین ببرد،برداشتن مانع اغلب به شکل جرم بروز می‌کند. (مجله دانش پژوهان،۱۳۸۴،شماره۷)

 

همه انسان ها اضطراب را در زندگی خود تجربه می‌کنند،اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح،امری غیر عادی است.اضطراب می‌تواند ناشی از یک وضعیت روحی،اجتماعی،فیزیکی،زیستی، اثرات جانبی داروها،مصرف مواد مخدر،نوع تغذیه فرد و یا ترکیبی از این موارد باشد.پیشگیری از اضطراب از طریق رژیم غذایی توصیه می شود،مصرف غذاهای پر چرب و یا شیرین را محدود کرده و از مصرف مقادیر زیاد نمک و کافئین پرهیز کنید. (تبیان)

 

متاسفانه در اثر استرس انسان اشتهای خود را نیز از دست می‌دهد.یعنی در زمانی که شخص مقادیر زیادی مواد غذایی از دست داد،به جای آن که اشتهایش افزایش یافته واز این رهگذر با خوردن غذای بیشتر،این کم شدن مواد غذایی ذخیره شده در بدن را،جبران کند به علت مبتلا شدن به بی اشتهایی،همان غذای عادی و روزمره خود را نیز نمی تواند بخورد و در نتیجه انسان به کمبود بعضی مواد غذایی و مقوی بدن دچار می‌گردد.اکثر رفتارهای پرخاشگرانه و ناهنجاری های رفتاری را بروز می‌دهد.بعضی از ویتامین ها و مواد معدنی و خوراکی ها قادرند به خوبی با استرس مبارزه کرده و آن را از بین ببرند و یا به سخن دیگر برای از بین بردن استرس ها می توان به جای داروهای مختلف که بعضی از آن ها اثرات نامساعدی نیز روی اعصاب و بدن دارند،این عارضه آزار دهنده و رنج آور را،با خوردن غذاهای مخصوص،جبران و درمان نمود.تجربیات بسیار نشان داده است که ویتامین ها توان آن را دارند که در مواردی که مسئله استرس،در کار است با تغییر و تبدیلاتی که در اعمال فیزیولوژیک بدن می‌دهند،بتوانند وضع را از حالت عدم تعادل روحی و فکری به تعادل پایدار درآورده و بر استرس غلبه کنند.آن هایی که به استرس دچارند باید نوع غذای خود را طوری انتخاب کنند که مقادیر زیادی خوردنی های حاوی ویتامین های گروه ب، وارد بدنشان شود. (فروزین،۱۳۷۸،۴۸)

 

آیا بیماری های روانی می‌تواند در اثر واکنش های غذایی بوده باشد؟شواهد روزافزونی وجود دارد که نشان می‌دهد نشانه های روانی از قبیل افسردگی و اضطراب در افراد ممکن است در اثر حساسیت های غذایی به وجود آمده و یا تشدید شود. (کارپر،۱۳۷۹،۶۱)

 

اضطراب علامت شایع تنش روحی است واغلب با سرنوشت شوم و قریب الوقوع همراه است.وقتی ما غذایی می خوریم که نیاز مغز را برآورده نمی کند و یا وقتی یک وعده غذایی خود را نمی خوریم ویا به علت عجله و مشغول بودن،فرصت غذاخوردن را نداریم وچیز مختصری به عنوان غذا می خوریم قند خون پایین می‌آید وهمین کم شدن قندخون باعث افسردگی،عصبانیت،اضطراب،مغشوش شدن وضع مغز،بی تصمیمی،عدم تمرکز و حتی خودکشی و دیگر کشی می شود. (فروزین،۱۳۷۸،۳۰)

 

مطالعات گوناگون علمی به وضوح تاثیر مصرف برخی از غذاها و مواد مختلف را در بروز و پیشرفت اضطراب و استرس نشان می‌دهد.بعضی از مواد غذایی سبب افزایش اضطراب شده و دسته ای دیگر از غذاها در ایجاد آرامش و روحیه بهتر در ما تاثیر گذار هستند.مواردی که استفاده زیاد از آن ها با افزایش استرس همراه می‌باشد عبارتند از ۱)در بین تمام عواملی که در وخیم تر شدن شرایط اضطراب نقش دارند،کافئین از همه معروف تر است.بسیاری از افراد با کاهش مصرف نوشیدنی های کافئین دار مانند قهوه،چای و نوشابه های گازدار کمتر دچار استرس می‌شوند،۲)نیکوتین که با استعمال دخانیات به مقدار زیاد وارد بدن ما می شود،از عوامل تحریک کننده قوی در ایجاد اضطراب می باشدو۳)غذاهای شور و پرنمک.مصرف نمک باعث تخلیه ذخایر پتاسیم بدن می شود در حالی که این ماده برای عملکرد سیستم عصبی لازم است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1401-09-16] [ 10:47:00 ب.ظ ]




 

۳-۵-راه حل‌های جایگزین برای حل اختلاف (ای دی آر)

 

ای دی آر یک عبارت مشترک برای طیف وسیعی از رویه‌ها است که به عنوان گزینه‌های دادرسی برای حل اختلافات مدنی با کمک یک شخص ثالث بی طرف و متعهد در نظر گرفته می‌شوند. دادگاه مزایای ای دی آر را شناسایی می‌کند ، و اگر مناسب بودند، طرفین به ای دی آر ارجاء داده می‌شوند. به عنوان مثال، در دعوای[۳۱]

 

بوضوح حمایت دادگاه و بی میلی به روند داوری را نشان داد.

 

همچنین[۳۲] تمایل دادگاه را به حمایت از تصمیم داور که نشان دهنده این موضوع می‌باشد که هیچ بی قاعدگی جدی وجود ندارد را نشان داد. شواهد بیشتر حمایت دادگاه در قواعد رویه مدنی ۱۹۹۸ (سی، پی، آر[۳۳]) یافت شده است.

 

“مدیریت مورد فعال شامل … تشویق طرفین به استفاده از رویه حل اختلاف جایگزین می‌باشد در صورتی که دادگاه متوجه شود که استفاده از این روش مناسب و تسهیل کننده است. “

 

بعلاوه ، یک طرف می‌تواند به دنبال پایداری رویه قضایی برای ای دی آر برای انجام گرفتن تحت سی پی آر r 26.4(1) می‌باشد :

 

“یک طرف ممکن است ، هنگامی که پرسشنامه تکمیل شده تخصیص را پر می‌کند ، یک درخواست کتبی برای دادرسی قضایی تنظیم ‌کند که هنگامی که طرفین سعی می‌کنند مسئله را با راه حل جایگزین برای اختلاف یا به روش‌های دیگر حل و فصل نماید پایدار باشد . “

 

بعلاوه ، ‌پروتکل‌های پیش از عمل تحت سی پی آر تصریح می‌کند که :

 

شروع دادرسی قضایی باید معمولا یک گام از آخرین راه حل باشد ، و رویه‌ها نباید به طور نرمال شروع شوند هنگامی که در جستجوی یک راه حل می‌باشیم. اگرچه ای دی آر اجباری نمی‌باشد ، طرفین باید بررسی کنند که آیا بعضی از فرمهای رویه ای دی آر ممکن است آن ها را به حل و فصل مسئله بدون شروع کردن دادرسی قضایی قادر می‌سازد. دادگاه ممکن است شواهدی نیاز داشته باشد که طرفین بعضی فرم‌های ای دی آر را بررسی کرده‌اند. (الرحمانی، ۲۰۱۱ :۱)

 

قرارداد استاندارد[۳۴] بندهایی را برای حل اختلافات و نشان دادن رویه‌ها بواسطه اتخاذ یک رویکرد افزایشی بموجب اختلافات در ابتدا با آن ها سرو کار دارند بواسطه یک مکانیزم ای دی آر توسعه داده است، به عنوان مثال از طریق مذاکره یا میانجی‌گری بین نمایندگان هر یک از طرفین، پیش از توجه به مکانیزم‌های رسمی‌تر ای دی آر مانند تعیین کارشناس یا داوری . (کتابچه میانجیگری، ۲۰۰۳ :۱۱۸)

 

۳-۵-۱-تعیین کارشناس

 

این روش به طور گسترده‌ای در صنعت نفت و گاز به عنوان روش حل اختلاف مورد استفاده شده که مسئله در ابتدا ماهیتا تخصصی یا تجاری بوده است. در تعیین واحد و توافقنامه واحد عملیاتی[۳۵] علاوه بر توافقات عملیاتی مشترک[۳۶] که به یک عمل رایج در صنعت برای استفاده از فرایند تعیین کارشناس تبدیل شده برای حل اختلاف مربوط به تعیین دوباره و گسترش حوزه‌ای که بر مسیر مشارکت تاثیر می‌گذارد استفاده می‌شود .

 

هنگامی که این روش برای قرارداد ارائه می‌شود ، اشکال دیگری از راه حل برای نشان دادن مسائل غیر تخصصی وجود خواهد داشت. قرارداد باید مسائل تخصصی و غیر تخصصی را مشخص نماید برای اطمینان از اینکه هیچ ابهامی در زمان بروز اختلاف وجود نداشته باشد .

 

فرایند تعیین کارشناس انتصاب یک” متخصص” را برای مشخص کردن نتایج اختلافات مجاز می‌داند . متخصص مورد توافق طرفین می‌باشد و معمولا بر اساس ماهیت اختلاف تعیین می‌شود . طرفین ممکن است بر روی روشی که فرد متخصص باید پیش بگیرد تصمیم می‌گیرند و اصرار می‌کنند که دلیل تعیین (کارشناس) آشکار شود . یک فرایند تعیین ممکن است در عرض چند دقیقه یا چند هفته صورت گیرد، اما به طور کلی سریع‌تر از ارجاء اختلاف به دادگاه ملی می‌باشد . تعیین کارشناس نهایی می‌باشد و به طرفین تحمیل می‌شود مگر اینکه قرارداد رویه‌ای را برای تجدید نظر در یک دادگاه ترکیبی فراهم کند. از نظر اعمال قدرت ، همانند تعیین (کارشناس‌های) محلی تنها به عنوان یک ماده از قرارداد الزام آور می‌باشد. به هر حال ، در اختلافات بین‌المللی ، بر خلاف یک رأی‌ داوری به عنوان مثال ، تعیین کارشناس از اعمال قدرت بر اساسقرارداد ۱۹۵۸ نیویورکبهره‌مند نمی‌شود اما ممکن است از شرایط محدودی که شناخت و اجرای معاهدات دوجانبه‌ وجود دارد بهره‌مند شود. بعلاوه ، به دلیل هزینه های قابل توجه عملیات‌های مشخص در صنعت نفت و گاز ، تعیین کارشناس ممکن است برای اختلافات بین‌المللی و پیچیده که شامل مبالغ پولی عظیمی می‌باشد مناسب نباشد. (دیوید، ۲۰۰۹ :۴۰۸)

 

تعیین کارشناس می‌تواند تنها در مناطق محدودی که تقلب و خطای آشکار وجود داردکنار گذاشته شود. موارد بسیاری وجود دارد که شناسایی خطای آشکار در آن به صورت بند بند مشخص شده است : “سهل‌انگاری و اشتباهات که برای پذیرفتن نبود اختلاف در نظراتبسیار واضح می‌باشند”. خطای آشکار محدود به مواردی می‌شود که کارشناس به طور قابل ملاحظه‌ای از دستورالعمل‌های خود منحرف می‌شود ، مانند استفاده از نرم‌افزار متفاوت با آنچه در قرارداد تعیین شده است ، یا اینکه کارشناس خودش دستگاه را ارزش‌گذاری کند زمانی که دستورالعمل‌ها ‌در مورد به کارگیری یک کارشناس مجزا و مستقل برای ارزش گذاری دستگاه‌ها و دارایی‌ها می‌باشد. (بورنت، ۲۰۰۷،ص۲۹)

 

به طور کلی ، تعیین کارشناس روش مفیدی برای حل اختلافات نفت و گاز می‌باشد به دلیلاقدامات سریع ، هزینه های کاهش یافته ، ماهیت الزام آور و حریم خصوصی . به هر حال ، این موضوع همواره توصیه می‌شود که به دقت ماهیت و ارزش اختلاف و مکان طرفین پیش از به کار گیری این روش بررسی شوند.

 

۳-۵-۲-مذاکره

 

این مورد شاید رایج‌ترین و پایه‌ای ترین رویکرد حل اختلاف در صنعت نفت و گاز باشد پیش از هر روش قضایی یا غیر قضایی که می‌تواند به کار برده شود. مذاکره غیر رسمی‌تر از اشکال دیگر ای دی آر می‌باشد و در ابتدا استفاده می‌شده هنگامی که رابطه بین طرفین به اندازه حل اختلاف اهمیت داشته است. ضرورتا سه نوع استراتژی مذاکره وجود دارد .اولی مذاکره سخت (سختگیرانه) می‌باشد، که موقعیت تجاری با فشار آوردن به طرف مقابل تا زمانی که تسلیم شود به دست می‌آید، در هر دو طرف با مواضع افراطی شروع می‌کنند ، دیدگاه‌های واقعی را منع می‌کنند و تنها برای ادامه یافتن مذاکرات امتیازات کمی به یکدیگر می‌دهند. این استراتژی بشدت زمان بر می‌باشد و اغلب می‌تواند هر دو طرف را از دستیابی به مصالحه بازدارد. نوع دوم مذاکره نرم (سهل گیرانه) می‌باشد ، که در آن رابطه بواسطه تسلیم شدن برای اجتناب از گرفتار شدن در موقیت غیر قابل مذاکره با ارزش می‌شود. هیچ کدام از نظر عملی برای اختلافات نفتی و گازی مناسب نمی‌باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:37:00 ب.ظ ]